سلام سکینه خوبی؟شنیدم جمهوری کثیف اسلامی حکم اعدامت را صادر کرده.
نمی دونم الان چه حس و حالی داری؟شاید خودت را هرروز به مرگ نزدیک تر ببینی.
نمی تونم حست را بفهمم چون هرگز جای تو نبودم،ولی من مثل مردان سرزمینت نیستم که سرزنشت کنم چون کاری نکردی که مستحق حکم کثیفی مثل مرگ باشی.
روزی که خوندم سنگسارت میکنن ترسیدم چون می دونستم تن ظریفت طاقت ضربه های محکم مردان سرزمینت را ندارد.
امروز خوندم با چوب اعدام از بینت میبرن.باز هم ترسیدم؛ترسیدم چون نمی تونم تصور کن سر بی گناهت در بین طناب دار باشد.
راستی خواستم بهت بگم نترس؛از مرگ نترس،از حرف آدم ها نترس.
بیرون نیستی تا ببینی دنیا چقدر کثیف شده.نیستی تا ببینی مردی که به زنش خیانت کنه رو کاری نمی کنن ولی زنی را که حتی حرفی بزند با مرد غزیبه ایی تاوانش سنگسار و نهایتا اعدام است.
خوشحال باش که در این دنیای کثیف موندنی نیستی.
سکینه عزیز می دانم هیچ وقت این نامه را نمی خوانی.ولی من برایت نوشتم تا شاید کمی آروم باشم.
به اسم انسان بهت قول میدم حق مسلمت را که زندگی است از تمام جنایت کاران جمهوری اسلامی بگیرم.
شرمنده نباش.سرافکنده نباش.
با سری بلند قدم بردار و به زن بودن خود افتخار کن
ریحانه گلی زاده
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر