۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

ریحانه گلی:پناهندگی واژه ایی که هزارن درد را در خود جای داده است

وقتی حرف از پناهندگی در کشورهای دوم نظیر ترکیه می شود ناخودآگاه یاد آن 10 ماه کذایی میفتم که در ترکیه اسیر بودم.زندگی در روستایی پرت در میان افرادی که حتی کلمه ایی از زن بودن هم نشنیده بودن.زندگی در جایی که حق اجازه خروج از آن محل را نداشتی مگر با اجازه پلیس.محلی که  هفته ایی 2 بار مجبور باشی به دفتر پلیس بروی و امضا بزنی و تحقیر شوی چون در کشور خودت جایی نداری.در روزهای مصاحبه ساعات اولیه صبح که با دلی پردرد و منتظر به دفتر سازمان پناهندگی در آنکارا میرفتی شاهد هزاران حوادث تلخ بودی.از بدرفتاری های پلیس آنجا گرفته تا ضجه زدن کودکانی که تاب سرما و یا گرما را نداشتن.مادران و پدرانی که محتاج یک لقمه نان  برای فرزندانشان بودن و برای گرفتن کمی پول مجبور بودن تمام بی حرمتی ها و بدرفتاری ها را تحمل کنن چون واژه ایی بر روی آن ها سنگینی میکرد؛واژه پناهندگی!
آنجا هویتی نداشتی؛تنها یک کارت داشتی که فقط و فقط در آن روستا معتبر بود و اگر برای کاری به شهر دیگری می رفتی انگار وجود نداشتی.انگار انسان نبودی،تنها آدمی بودی که از تمام امکانات اطرافت تنها هوای آنجا برایت آزاد بود و دیگر هیچ.
نه کمک مالی میشدی؛نه اجازه کار داشتی.کرایه های خانه برای امثال ما سرسام آور بود و میشد به نوعی گفت اصلا خانه نبود بیشتر شبیه یک لانه .....
کافی بود می فهمیدند یک دختری،یک دختری که کسیُ نداری و آنجا بود که تازه نگاه های یک مشت گرگ را بر خودت حس میکردی.افرادی را می دیدی که انسانیت در آن ها معنایی نداشت و به جای آن که دست یاری به سمتت دراز کنند با هزار حیله و مکر به سمتت میامدند و تو مجبور بودی باز هم در پیله تنهایی خودت بمانی و هر روز تنهاتر شوی.
تمام این حرف ها تنها کمی از دردهای یک فردی است که نه در کشور خود جایی ندارد و نه درکشور دیگری تنها به جرم آن که خواهان یک دنیای انسانی است و نمی خواهد تحت سلطه حکومت مانند حکومت اسلامی باشد

۱۳۹۱ آذر ۱۸, شنبه

ریحانه گلی:16 آذر؛نه به تفکیک جنسیتی؛نه به حجاب اجباری


با توجه به فرارسیدن روز 16 آذر؛روز دانشجو تصمیم گرفته ام این هفته مقاله ام را راجع به تفکیک جنسیتی و حجاب اختصاص دهم. از وقتی که در ایران دانشگاه تاسیس شده و مبارزات دانشجویی شکل گرفته دیده ایم که دانشگاه سنگر برابری، سکولاریزم و آزادی و بیان خواسته های اجتماع بوده است.مشخصا در زمان جمهوری اسلامی دیده ایم که دانشگاه همیشه مورد هجوم اوباشان حکومت اسلامی قرار گرفته است.یکی از جنایات جمهوری اسلامی در دانشگاه ها طرح ضدانسانی و ضدزن تفکیک و جداسازی جنسیتی بوده است. گرچه از بدو به روی کار آمدن این رژیم به طرق مختلف بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها اعمال می شده است اما در سال 1390 اکثر رشته ها و دانشگاه های کشور مورد تفکیک جنسیتی قرار گرفتند و این اقدام باعث اعتراضات شدید دانشجویان شد و دیده ایم که دانشجویان دست به تجمع زده اند و بوسیله نیروی حراست دانشگاه و بسج و لباس شخصی ها تهدید و سرکوب شده اند. از طرف دیگر جمهوری اسلامی بارها و بارها نشان داده است که با انسانیت  رابطه ایی ندارد و آن را با هویت و تاریخچه اش و نیز برای نمونه با تاسیس رشته هایی نظیر آیین همسرداری و زندانبانی آن را بیشتر اثبات کرده است. در همین راستا دختران و زنان در جمهوری اسلامی همیشه مورد ظلم و جنایت بیشتری قرار گرفته اند و مورد شکنجه های جسمی و روانی بیشتری بوده اند از جمله آن ها می توان به اجباری بودن حجاب در سطح جامعه و نیز در دانشگاه ها پرداخت.
طرح اجباری پوشش در دانشگاه های جمهوری اسلامی وجود داشته است چه در آن زمان که چادر برای دانشجویان دانشگاه آزاد اجباری بود و چه در زمان حال حاضر که دختران تحت فشارهای شدیدی قرار گرفته اند و حق ندارند پوشش خود را آنطوری که می خواهند انتخاب کنند و محکوم هستند به پوشیدن لباس های تیره و باید گفت که این رژیم با شادی جوانان و زنان مخالف است و می خواهد دوره جوانی با همه ویژگی هایش را در جامعه با سرکوب از بین ببرد.اما بارها دانشجویان و زنان نشان داده و ثابت کرده اند که با این سرکوب ها و جنایات عقب نشینی نخواهند کرد و مطالبات خود را با جدیت بیشتری فریاد خواهند زد. اتفاقا در عمل این هیولاهای اسلامی هستند که عقب نشسته اند و در این میدان عملا دانشجویان، زنان و دانشجویان برنده این میدان تا به اینجا بوده اند.
اما ترس جمهوری اسلامی از دانشگاه و دانشجویان چیست؟
ترس اصلی حکومت از دانشگاه ها بر می گردد به فضای اعتراض آمیزی که در تمام مراحل چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب می توان در دانشگاه ها دید. زیرا که دانشجویان یکی از بخشهای همیشه معترض بوده اند و نمی خواهند تحت سلطه یک حکومت دیکتاتوری قرار بگیرند و جمهوری اسلامی این موضوع را بخوبی درک کرده است که دانشجویان و زنان در کنار بخشهای دیگر از عوامل اصلی انقلاب در ایران می باشند و آن ها هستند که روزی این رژیم را به زیر خواهند کشید و هرچه این سرکوب و فضای امنیتی شدیدتر باشد دانشجویان صدای اعتراضی خود را بلندتر خواهند کرد.
به امید روزی که تلاشهای انقلابی دانشجویان و زنان به نتیجه برسد و جمهوری اسلامی به طور کلی محو گردد. زنده باد آزادی و برابری.