۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

ریحانه گلی:پناهندگی واژه ایی که هزارن درد را در خود جای داده است

وقتی حرف از پناهندگی در کشورهای دوم نظیر ترکیه می شود ناخودآگاه یاد آن 10 ماه کذایی میفتم که در ترکیه اسیر بودم.زندگی در روستایی پرت در میان افرادی که حتی کلمه ایی از زن بودن هم نشنیده بودن.زندگی در جایی که حق اجازه خروج از آن محل را نداشتی مگر با اجازه پلیس.محلی که  هفته ایی 2 بار مجبور باشی به دفتر پلیس بروی و امضا بزنی و تحقیر شوی چون در کشور خودت جایی نداری.در روزهای مصاحبه ساعات اولیه صبح که با دلی پردرد و منتظر به دفتر سازمان پناهندگی در آنکارا میرفتی شاهد هزاران حوادث تلخ بودی.از بدرفتاری های پلیس آنجا گرفته تا ضجه زدن کودکانی که تاب سرما و یا گرما را نداشتن.مادران و پدرانی که محتاج یک لقمه نان  برای فرزندانشان بودن و برای گرفتن کمی پول مجبور بودن تمام بی حرمتی ها و بدرفتاری ها را تحمل کنن چون واژه ایی بر روی آن ها سنگینی میکرد؛واژه پناهندگی!
آنجا هویتی نداشتی؛تنها یک کارت داشتی که فقط و فقط در آن روستا معتبر بود و اگر برای کاری به شهر دیگری می رفتی انگار وجود نداشتی.انگار انسان نبودی،تنها آدمی بودی که از تمام امکانات اطرافت تنها هوای آنجا برایت آزاد بود و دیگر هیچ.
نه کمک مالی میشدی؛نه اجازه کار داشتی.کرایه های خانه برای امثال ما سرسام آور بود و میشد به نوعی گفت اصلا خانه نبود بیشتر شبیه یک لانه .....
کافی بود می فهمیدند یک دختری،یک دختری که کسیُ نداری و آنجا بود که تازه نگاه های یک مشت گرگ را بر خودت حس میکردی.افرادی را می دیدی که انسانیت در آن ها معنایی نداشت و به جای آن که دست یاری به سمتت دراز کنند با هزار حیله و مکر به سمتت میامدند و تو مجبور بودی باز هم در پیله تنهایی خودت بمانی و هر روز تنهاتر شوی.
تمام این حرف ها تنها کمی از دردهای یک فردی است که نه در کشور خود جایی ندارد و نه درکشور دیگری تنها به جرم آن که خواهان یک دنیای انسانی است و نمی خواهد تحت سلطه حکومت مانند حکومت اسلامی باشد

۱۳۹۱ آذر ۱۸, شنبه

ریحانه گلی:16 آذر؛نه به تفکیک جنسیتی؛نه به حجاب اجباری


با توجه به فرارسیدن روز 16 آذر؛روز دانشجو تصمیم گرفته ام این هفته مقاله ام را راجع به تفکیک جنسیتی و حجاب اختصاص دهم. از وقتی که در ایران دانشگاه تاسیس شده و مبارزات دانشجویی شکل گرفته دیده ایم که دانشگاه سنگر برابری، سکولاریزم و آزادی و بیان خواسته های اجتماع بوده است.مشخصا در زمان جمهوری اسلامی دیده ایم که دانشگاه همیشه مورد هجوم اوباشان حکومت اسلامی قرار گرفته است.یکی از جنایات جمهوری اسلامی در دانشگاه ها طرح ضدانسانی و ضدزن تفکیک و جداسازی جنسیتی بوده است. گرچه از بدو به روی کار آمدن این رژیم به طرق مختلف بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها اعمال می شده است اما در سال 1390 اکثر رشته ها و دانشگاه های کشور مورد تفکیک جنسیتی قرار گرفتند و این اقدام باعث اعتراضات شدید دانشجویان شد و دیده ایم که دانشجویان دست به تجمع زده اند و بوسیله نیروی حراست دانشگاه و بسج و لباس شخصی ها تهدید و سرکوب شده اند. از طرف دیگر جمهوری اسلامی بارها و بارها نشان داده است که با انسانیت  رابطه ایی ندارد و آن را با هویت و تاریخچه اش و نیز برای نمونه با تاسیس رشته هایی نظیر آیین همسرداری و زندانبانی آن را بیشتر اثبات کرده است. در همین راستا دختران و زنان در جمهوری اسلامی همیشه مورد ظلم و جنایت بیشتری قرار گرفته اند و مورد شکنجه های جسمی و روانی بیشتری بوده اند از جمله آن ها می توان به اجباری بودن حجاب در سطح جامعه و نیز در دانشگاه ها پرداخت.
طرح اجباری پوشش در دانشگاه های جمهوری اسلامی وجود داشته است چه در آن زمان که چادر برای دانشجویان دانشگاه آزاد اجباری بود و چه در زمان حال حاضر که دختران تحت فشارهای شدیدی قرار گرفته اند و حق ندارند پوشش خود را آنطوری که می خواهند انتخاب کنند و محکوم هستند به پوشیدن لباس های تیره و باید گفت که این رژیم با شادی جوانان و زنان مخالف است و می خواهد دوره جوانی با همه ویژگی هایش را در جامعه با سرکوب از بین ببرد.اما بارها دانشجویان و زنان نشان داده و ثابت کرده اند که با این سرکوب ها و جنایات عقب نشینی نخواهند کرد و مطالبات خود را با جدیت بیشتری فریاد خواهند زد. اتفاقا در عمل این هیولاهای اسلامی هستند که عقب نشسته اند و در این میدان عملا دانشجویان، زنان و دانشجویان برنده این میدان تا به اینجا بوده اند.
اما ترس جمهوری اسلامی از دانشگاه و دانشجویان چیست؟
ترس اصلی حکومت از دانشگاه ها بر می گردد به فضای اعتراض آمیزی که در تمام مراحل چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب می توان در دانشگاه ها دید. زیرا که دانشجویان یکی از بخشهای همیشه معترض بوده اند و نمی خواهند تحت سلطه یک حکومت دیکتاتوری قرار بگیرند و جمهوری اسلامی این موضوع را بخوبی درک کرده است که دانشجویان و زنان در کنار بخشهای دیگر از عوامل اصلی انقلاب در ایران می باشند و آن ها هستند که روزی این رژیم را به زیر خواهند کشید و هرچه این سرکوب و فضای امنیتی شدیدتر باشد دانشجویان صدای اعتراضی خود را بلندتر خواهند کرد.
به امید روزی که تلاشهای انقلابی دانشجویان و زنان به نتیجه برسد و جمهوری اسلامی به طور کلی محو گردد. زنده باد آزادی و برابری.

۱۳۹۱ آذر ۱۰, جمعه

ریحانه گلی:25 نوامبر روز جهانی حذف خشونت علیه زنان


روز 25 نوامبر روز جهانی حذف خشونت علیه زنان است. روزی که تمام انسان های آزادیخواه و برابری طلب برای هویت انسانی و بر پایی یک دنیای انسانی و برابر و بدون خشونت با برگزاری اقدامات و مراسم ها و آکسیون ها و تظاهرات ها تلاش میکنند و تمام خواسته هایشان را فریاد زدند. گرچه این مناسبت یک روز نمادین است و در تمام روزها و فواصل باید برای برابری انسان ها تلاش کرد اما در این مطلب سعی دارم تعریفی کوتاه از خشونت داشته باشم.
خشونت را می توان در 2 دسته خشونت جسمی و روانی قرار داد. خشونت جسمی همان آزار و ضرب و شتم زنان توسط حکومت، و یا پدر,برادر,عمو,همسر و ... می باشد.
اما خشونت روانی شاخه های گوناگونی دارد. خشونت روانی نیز ممکن است در 2 حیطه یعنی اجتماعی و خانواده اتفاق بیفتد. سعی در آن دارم با مثال هایی بتوانم انواع خشونت روانی را در این مقاله بگنجانم اما قبل از مثال ها لازم دانستم یادآوری کنم که خشونت روانی در کشورهای اسلامزاده و اروپا تفاوت هایی دارد زیرا که در کشورهایی نظیر ایران قوانین مذهبی و سنتی باعث بروز خشونت های جسمی و روانی بر علیه زنان می شود.
حیطه اجتماعی: زمانی که یک زن پا به محیط بیرون می گذارد و در آن محیط و اجتماع با هزاران رفتار غیر انسانی نظیر که ابتدایی ترین انها متلک است روبرو می شود.
زمانی که یک زن نتواند در محیط آنگونه که می خواهد لباس بپوشد و یا رفتار کند خشونتی بارز بر او روا شده است.
هم چنین در محیط کار یک زن از یک مردی که در همان پست و مقام است کمتر حقوق می گیرد و این نشانه نادیده گرفتن زن به عنوان یک انسان است.
"مهریه و شیربها" نیز بعنوان یک خشونت به حساب می آید زیرا که خرید دختر از خانواده محسوب می شود که در قبال دختر یک پولی در این میان رد و بدل می شود و در این میان زن یک برده و کلا بحساب می آید.
حیطه خانواده: در یک زندگی مشترک فحاشی مرد به زن یک خشونت روانی محسوب می شود.
هم چنین در کشوری نظیر ایران که تحت حاکمیت مذهبی ست و در کل در قوانین و فرهنگ مذهبی و اسلامی، مرد می تواند هم زمان چندین همسر داشته باشد در راستای همین قوانین زن محکوم است که با چند همسری کنار بیاید در غیر اینصورت جایی در جامعه نخواهد داشت و اگر زن نتواند با این رفتار ضد انسانی کنار بیاید حق ندارد درخواست طلاق بدهد زیرا که جنس دوم محسوب می شود و این مرد است که با تمام رفتارهای ضد انسانی که دارد باید تقاضای طلاق بدهد و حتی در صورت طلاق نیز زن از داشتن فرزندانش محروم می شود.
در قوانین جمهوری اسلامی زن وظیفه اصلی اش خانه داری، بچه داری و نظافت و آشپزی و کلا سرویس و خدمات دادن به همسر و مردان تعریف شده است و زن حق اجازه کار خارج از خانه بدون مجوز از طرف همسر را ندارد و این به این معنا است که منبع درآمد و نحو خرج شدن پول، دست مرد است و اگر زنی بخواهد برای خودش خرید کند باید از مرد تقاضای پول نماید و مرد می تواند آن پول را ندهد و یا اگر قصد دادن پول را داشته باشد آنقدر سوال و جواب می کند تا زن از خواسته اش صرف نظر کند و بر تمام خواسته های خود خط قرمز بکشد.
و اما دختری که در خانه پدری زندگی می کند زیر سلطه پدر و برادر خود می باشد. یک دختر در خانواده سنتی و مذهبی حق دوست شدن با جنس مخالف را ندارد و در بعضی مواقع دیده ایم در صورت سرپیچی از این دستورات حتی جان خود را از دست می دهد.در مواردی هم دختران حق بیرون رفتن از خانه را به تنهایی ندارد و باید مانند یک برده زیر اوامر پدر و برادر خود باشد.
تمام این مثالها تنها نمونه هایی از خشونتی است که بر زنان کشورهای اسلامزده ایی نظیر ایران اعمال می شود.
شاخصه اصلی پدید آمدن خشونت در دوره حاضر؛مذهب و نظام سرمایه داری ست که منجر به وجود اختلاف طبقاتی و وجود فقر و نابرابری میشود و ما می توانیم با تشکیل گروه های مختلف در داخل ایران و مبارزه مستقیم با جمهوری اسلامی و مذهب و در کل نظام سرمایه داری خشونت را از بین ببریم و این وظیفه تک تک تمام انسان های آزادیخواست که در این مبارزه عظیم شرکت نماییم. جامعه ایران و زنان و جوانان ایران از خود پتانسیل بالایی در رابطه با مدرنیسم و جنگیدن با نابرابری و تبعیض و کوتاه کردن دست مذهب از زندگی مردم نشان داده اند که این اولین و مهمترین سرمایه این جنبش است که باید بتوانیم آنرا بیش از پیش سازمانیافته کنیم و قدرتمندتر به جنگ با جمهوری اسلامی برویم. زنده باد آزادی و برابری.
 این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 577 به چاپ رسیده است

ریحانه گلی:سنگسار بزرگترین جنایت مهیب علیه زنان!


همه انسان های آزادیخواه و برابری طلب می دانند که مذهب ضد انسانیت است و تمام مذاهب در این موضوع متفق القول هستند. البته در تمام این جنایات، ظلم بر روی زنان بیشتر از مردان بوده است زیرا که مذاهب و بخصوص اسلام زن را تنها یک کالا و یک موجود ناقص العقل می داند و زن موجودی تحت مالکیت مرد است، حال می خواهد این مرد پدر وی باشد یا برادر یا همسر یا حتی پسر همسایه و محله و یا مرد قانون. اما من می خواهم در این مقاله به یکی از جنایت های مذهب علیه انسان و مشخصا زنان یعنی سنگسار اشاره کنم. این عمل وحشیانه متعلق به دوره بربریت و وحشیگری بشردر عصر حجربوده و هم زمان با پدیدار شدن اولین دین نیز پایش را در زندگی بشریت باز کرد و کسانی که قدرت و زمام امور را در دست داشتند این عمل را بر زنان و مردان انجام می دادند اما با به وجود آمدن دین اسلام این جنایت به اوج خود رسید. در زمان محمد تعدادی از یهودیان و نیز چند زن غیریهود از قبایل مختلف آن دوره به جرم "زنا"(رابطه جنسی خارج از ازدواج و رابطه بین بالصطلاح محارمین ) محکوم به سنگسار شده و جان خود را از دست دادند. اما با نگاهی در طول تاریخ می توانیم ببینیم بیشترین قربانیان این عمل زنان هستند زیرا که تنها زن است که تحت مالکیت است و مرد حق دارد هم زمان 4 زن عقدی و بی نهایت صیغه داشته باشد اما زن نمی تواند زندگی خود را انتخاب کند و با کسی که دوست دارد رابطه ایی داشته باشد.
اما در عصر حاضر و از زمان به روی آمدن جمهوری جنایت کار اسلامی در ایران تعداد بسیاری از زنان به جرم های واهی سنگسار شدند و جان خود را از دست دادند.گرچه تعداد قربانیان سنگسار در جمهوری اسلامی به شدت زیاد بوده اما در اثر مبارزات مردم آزادیخواه در سطح ایران و ابعاد بین المللی و مشخصا کمیته بین المللی علیه سنگسار و اعدام و شخص مینا احدی حکومت اسلامی مجبور به عقب نشینی شده و صحبت از تغییر قانون مجازات اسلامی و حذف سنگسار از قوانین شد. هرچند در سال 2012 خبر 4 زن که به طور پنهانی در ایران سنگسار شدند منتشر شد.
البته در این میان کسانی بوده اند که از هراس سنگسار زندگی خود را در گوشه سیاه زندان به دست خود تمام کرده اند.
گرچه می توان در مورد این جنایت ها صفحه ها نوشت و شکایت کرد اما تصمیم گرفتم صرفا به جای نوشتن و شکایت کردن تمام انسان های آزادیخواه و برابری طلب را به مبارزه علیه این جنایات جمهوری اسلامی تشویق کنم و از آن ها بخواهم که در برابر این همه ظلم و جنایت با هم یک صدا شوند و حکومت اعدام و سنگشار را به گور بسپاریم و قطعا این احکام را برای همیشه از زندگی زنان و مردم پاک کنیم. مرگ بر جمهوری اسلامی   زنده باد آزادی و برابری.
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 576 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ آبان ۹, سه‌شنبه

ریحانه گلی:مردم مناطق زلزله زده احتیاج به کمک فوری دارند!


روز 21 مرداد را به یاد داریم؟ روزی که در گوشه ای از جامعه ایران در عرض چند ثانیه تمام مردم آن مناطق، عزیزان خود و نیز خانه و کاشانه خود را از دست دادند و بعد بازماندگان برای پیدا کردن یک سر پناه و و اجساد عزیزان خود گریستند. روزی که می شود گفت مردم تمام ایران و دنیا برای عمق این فاجعه غمگین شدند و سعی در کمک کردن داشتند، اما جمهوری اسلامی نه تنها کمکی به آن ها نکرد بلکه در همان روز برنامه ی طنزی را از صدا و سیمای خود پخش کرد و کوچکترین خبری در این زمینه  رسانه ایی نکرد. روزی که مردم انسان دوست به کمک آن عزیزان شتافتند و حکومت با بی رحمی هر چه تمام تر آنان را دستگیر و روانه زندان کرد. آری روز 21مرداد روزی بود که زلزله ایی منطقه ی درآذربایجان شرقی را لرزاند.
و اما اکنون 3 ماه از آن روز شوم می گذرد و مردم هم چنان در وضع اولیه خود هستند.اکنون هوا رو به سردی بیشتر می رود و در برخی از روزها شده است که هوای آن منطقه به زیر صفر هم رسیده است و مردم آن منطقه هم چنان بدون آن که سقفی بالای سر خود داشته باشد در آن هوای وحشتناک روز را به شب و شب را به روز می رسانند و حکومت ظلم و جنایت جمهوری اسلامی تنها به فکر هم پیاله خود بشار اسد است و سعی دارد با فرستادن نیروهای سرکوب خود و هم چنین کمکهای مالی و نظامی حکومت این فرد جنایت کار را سرپا نگه دارد.اما مردم زلزله زده، معترض نسبت بیتفاوتی حکومت، تنها امیدشان به نیروهای مردمی و بین المللی است تا شاید بعد از چندماه بتوانند طعم زندگی با حداقل استانداردها را بچشند اگرچه هنوز در غم از دست دادن عزیزانشان هستند.
مسئول تمام این وضعیت جمهوری اسلامی است زیرا اگر تنها درصد کمی از آن پول هایی را که به سران ریز و درشت این حکومت به جیب میزنند و یا برای بقای حکومت بشار اسد صرف میکنند و یا به سازمانهای اسلامی و تروریستی مانند حزب الله لبنان و یا حماس می دهند میشد وضعیت زلزله زده گان را از این حالت بحرانی خارج کرد و زندگی و محل سکونتاشان را به حالت طبیعی برگرداند.  
حال که جمهوری اسلامی برای انسانیت ارزشی قائل نیست و توجهی به حقوق اولیه مردم کشور ندارد نوبت من و توست که نگذاریم وضعیت زندگی مردم مناطق زلزله زده سخت تر از روزهای قبل شود. مرگ بر جمهوری اسلامی.
 این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 572 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ شهریور ۲۵, شنبه

ریحانه گلی:حذف بوجه پیشگیری از بارداری!


حذف بوجه ناچيز پيشگيری از بارداری، پيامدها و عواقب بسيار زيادي را براي زنان و علي الخصوص  اقشار كم درآمد و فقير دارد. اين تصميم حكومت باعث مي شود بارداري هاي ناخواسته روند صعودي را در پي داشته باشد و اين سبب مي شود تا بسياري از زنان از يك سو به دليل فقر و از طرف ديگر واهمه و فشار حكومت و قوانين و فرهنگ آن،تعصبات برادر و پدر و عمو و دایی و کلا خانوده و فامیل، دست به سقط جنين بزند. پيش بيني مي شود كه اين عمل به دليل سياست هاي ضدانسانی جنسي، تابو سازي از سكس و غرايز طبيعي هر انسان بيشتر از پيش افزايش يابد. با توجه به نبود امكانات بهداشتي و تجهيزات كامل مانند  گذشته اين عمل باعث مي شود زنان زيادي جان خود را به دليل خونريزي بيش از حد از دست بدهند.اين تصميم حكومت مانند تمام تصميمات ٣٣ سال گذشته شرايط زندگي را براي زنان سخت تر مي کند. در زمان جنگ ايران و عراق، حکومت خانواده ها را براي داشتن فرزند بيشتر تشويق ميكرد تا جايي كه در سال ١٣٦٥ رشد جمعيت به ٣.٢ رسيد و بعد از آن با توجه به حذف امكانات، نرخ رشد به ١.٢ كاهش پيدا كرد.
از اين مقايسه مي توان نتيجه گيري كرد كه حكومت با دلایل اینکه باید جمعيت را افزايش دهد، اصلا توجهي هم به شرايط دشوار مردم كه در منجلاب اين حكومت غرق مي شوند ندارد. تمام اين اتفاقات و تصميم گيري ها در حالي صورت مي شود كه اكثر كشورهاي اروپايي براي حفظ سلامت افراد جامعه آموزش در این زمینه و در دسترسی آسان افراد به وسایل و روشهای پیشگیری از بارداری را در اختیار افراد و مخصوصا زنان قرار مي دهند.هم چنين توزيع رايگان كاندوم و ديگر خدمات پزشكي و نیز امکان داشتن حق کورتاژ برای زنان مهیا است وبراي جلوگيري از بارداري این روشها و امکانات با پشتوانه مالي دولت صورت ميگرد.
مسئول تمام اين اتفاقات جمهوري اسلامي است زيرا كه اگر تولید و بازتوليد كننده فرهنگ عقب مانده،مردسالار و زن ستيز و ضد انسان بوسيله تلويزيون،راديو،روزنامه، مسجد در محل كار و تحصيل نبود اين اتفاقات شوم بوجود نميامد.اين وظيفه حاكميت است كه وسائل پيشگيري را بطور رايگان در جامعه پخش كند و آموزشات كامل را در اختيار مردم قرار دهد اما نه تنها اين كار را نكرده بلكه آن بوجه ناچيز را هم قطع كرده است. باید مردم و بخصوص زنان و جوانان جامعه به این مسئله اعتراض کنند و یکی از خواستها باید ارائه این آموزشها و خدمات در مدارس و دانشگاه ها باشد و نکته بعد اینکه باید جمهوري اسلامي را به زباله داني تاريخ بفرستیم و سپس قوانيني را وضع كنند تا پشتوانه ي وسيعي براي زنان و كودكان و داشتن كرامت انساني باشد و تمام اين اتفاقات تنها در گرو يك چيز است آن هم نابود كردن خرافه پراستي و تعصب هاي بيجا از جامعه که تولید کننده اش حکومت اسلامی در ایران است.
به اميد و تلاش برای ایجاد دنيايي انساني
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 567 به چاپ رسیده است

ریحانه گلی:دانشگاه زنده است!

جمهوری اسلامی در طول این 33 سال همواره در حال سانسور در علوم انسانی و عقاید و دروس مختلف در دانشگاه ها تحت عناوینی مانند انقلاب فرهنگی و اسلامیزه کردن در دانشگاه ها بوده است. پاکسازی دانشجویان و اساتید دانشگاه و تعطیلی دانشگاه ها در سال های 59 تا 61 ، جنایت در کوی دانشگاه و کشته و زخمی شدن بسیاری از دانشجویان در آن روز و دیگر حوادث رخ داده همه نشانه های جنایات این حکومت بوده است. اما با شدت گرفتن بیشتر نارضایتی عمومی جامعه در سالهای اخیر، فضا و فعالیت های سرکوب و سانسور نیز شدت بیشتری گرفته است تا جایی که کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات فناوری در جمعی متشکل از دانشجویان وابسته به حکومت گفته است که "دانشگاه های ما استاد سکولار نمی خواهد".
این سخنان را کامران دانشجو در حالی گفته است که تعدادی از دانشگاه های کشور شامل طرح ضدانسانی تفکیک جنسیتی شده اند. زیرا که جمهوری اسلامی بر این نگرانی بوده و  سرانش هم اظهار داشته اند که فضای حاکم بر دانشگاه ها با آرمان های حکومت تفاوت های چشمگیری دارند. لذا با ایجاد جو خفقان در محیط دانشگاه ها و ایجاد دروسی مانند زندانبانی، آئین همسرداری  و.... سعی در آن دارد تا فضای سرکوب را در جامعه تقویت و ابزار آن را نیز ایجاد کند. تا شاید چند سالی بیش از این به بقاء ادامه دهد. این یکی از شاخص ترین خصوصیت حکومتهای دیکتاتوری است.
از سوی دیگر محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین با انتقاد از علوم انسانی، اظهاراتی داشته که بیشتر شبیه به طنز بوده و گفته است: "اگر غرب در علومی نظیر سیاسی، اجتماعی و غیره موفق بود، امروزه اینگونه منزوی نمیشد و 120 کشور جهان به رهبری ایران اسلامی رای نمی دادند"! حال سوال این است که علوم مذهبی و اسلامی جز جنایتا و خشونت چه چیزی در بر دارد؟ این رژیم  برای ایجاد امنیت برای خود و ماندگار بودن، اقدام به اجرای طرح قرنطینه عقیدتی در دانشگاه ها کرده و  در زمینه های مختلف در حال زدودن هر نوع آزاد اندیشی است. اما غافل از آن هست که جوانان و دانشجویان تحت هیچ شرایطی زیر باراین فشار و سرکوب و این وقوانین و فرهنگ واپسگرای حکومت نمی روند و این مسئله تنها تنفر را در میان جوانان و مردم افزایش میدهد. مرگ بر جمهوری اسلامی.
 این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 566 به چاپ رسیده است

ریحانه گلی:سال تحصیلی جدید کابوسی دیگر برای جمهوری اسلامی!

به روز اول مهر و آغازسال تحصیلی جدید نزدیک می شویم. روزی که همه ماها خاطرات تلخ و شیرینی از آن داریم. سال هاست که روز اول مهر و در کل سال تحصیلی و به خصوص دانشگاه ها کابوسی شده است برای جمهوری اسلامی زیرا با شروع مدارس و دانشگاه ها موج جدید اعتراضات شروع می شود و پایه های جمهوری اسلامی را بیش تر از پیش می لرزاند،به همین دلیل است که فشار و دستگیری ها در این دوره بر روی دانشجویان و اساتید و معلمان چندین برابر می شود.
امسال هم مانند سال های گذشته موج جدید اعتراضات در راه است. در این راستا می توان به فراخوان معلمین در رور 17 شهریور و هم چنین اعتراضات هرساله در  روز 16 آذر(روز دانشجو)که تعدادی از دانشجویان ایران و خارج از ایران به یاد مبارزات و نیز دانشجویان دربند و همه زندانیان سیاسی برگزار می کنند اشاره کرد. در طول این سال ها حکومت جمهوری اسلامی را این جوانان و دانشجویان بوده و هستند که به لرزه در آورده و می آورند و به همین دلیل است که حاکمان و حکومت از آن ها هراس دارند. زیرا به خوبی درک کرده است که نسل جوان است که روزی این حکومت را به پایین می کشد و اما امسال با توجه به محدودیت های بیش تر و شدیدتر برای دانشجویان، نظیر تک جنسیتی کردن تعدادی از دانشگاه ها و نیز رشته های تحصیلی، حذف تعدادی رشته برای دانشجویان زن، بومی کردن اکثر دانشگاه ها و هم چنین تاسیس رشته هایی نظیر زندانبانی و آئین همسرداری، پیش بینی می شود که با شروع سال تحصیلی جدید اعتراضات زیادی را در پیش رو خواهیم داشت زیرا که جوانان حرف زور را نمی توانند بپذیرند و بارها با اقدامات گوناگون ثابت کرده اند که جمهوری اسلامی را نمی خواهند.
حال بار دیگر نوبت دانشجویان و اساتید، معلمان و دانش آموزان و همه ما جوانان و زنان است که به حکومت ثابت کنیم، جمهوری اسلامی رفتنی است و جایگاهی در بین مردم ندارد و هرچه ظلم و ستم آن ها بیشتر شود عمرشان کمتر خواهد شد. من و تمام دوستانم در سازمان جوانان کمونیست در صف اول اعتراضات و در کنار دانشجویان معترض هستیم و با برگزاری آکسیون ها و تجمعات گوناگون در خارج از ایران سعی در آن داریم تا صدای آن ها و دانشجویان دربند باشیم و بار دیگر ظلم و جنایت این حکومت ضد انسانی و ضد جوان و ضد زن را به جهانیان نشان دهیم و به تمامی دانشجویان داخل ایران می گوئیم شماها تنها نیستید.
مرگ بر جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی و برابری
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 565 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه

ریحانه گلی :برای مهسا،مسعود،فریدون

امروز می خواهم برای دوستانی بنویسم که سال های نه چندان دور،آن روزهایی که هنوز مقداری نفس کشیدن برایمان آزاد بود روزهای خوشی در کنار هم داشتیم.از شب های شعر گرفته تا کوهنوردی هر جمعه و بازی های مختلف،و امروز 3 تن از این عزیزان در سلول های سرد خود شاید به آن ایام فکر می کنند.اما امروز دلتنگی من رنگ دیگری داشت وقتی شنیدم مسعود بعد از 38 ماه به مرخصی 3 روزه آمد،مرخصی که برای آن مهسا 38 ماه دوندگی کرد و امروز نتیجه تلاش هایش به ثمر نشست ولی این مرخصی برای مسعود رنگ و بویی ندارد چرا که مهسای عزیزش در سلول خود نشسته و تمام در و دیوار خانه برای مسعود بوی مهسایی را می دهد که عاشقانه دوستش دارد.و اما نفر سوم فریدون که دوستی مهربان بود برای همه ماها.برای من،برای مهسا،برای مسعود و چه لحظه ایی است برای فریدون.فریدونی که اکنون در زندان به سر میبرد.هیچ کلمه ای قادر نیست احساسم را بر روی کاغذ سفید بیاورد چرا دلتنگی و مظلومیت این عزیزان در هیچ کلمه و جمله ایی نمی گنجد.امروز تمام ذهنم پر شده از آن سالیان خوش.تمام خاطرات برایم زنده شدند.می دانم روزی فرا خواهد رسید که به این همه دلتنگی و دوری خواهیم خندید و دوباره در گوشه ایی از کشوری که الان زندانی بزرگ شده کنار هم جمع خواهیم شد و سرود آزادی را با تمام وجود خواهیم خواند.
هیچ گاه فراموش نخواهید شد.
19:06:1391

۱۳۹۱ شهریور ۵, یکشنبه

ریحانه گلی:زلزله آذربایجان دل همه را لرزاند!

در روز شنبه 21 مرداد زلزله ای به قدرت  6/4ریشتر آذربایجان شرقی را لرزاند. در این حادثه بسیاری از افراد جان خود را از دست دادند و عده بیشماری دیگر خانه های خود را. اگرچه عمق این فاجعه آنقدر زیاد بوده است که بسیاری از انسان ها برای آن گریستند و سعی در آن داشتند و دارند تا به مردم زلزله زده کمکی کنند اما جمهوری اسلامی در این مورد سکوت اختیار کرد و نه تنها پیامی نفرستاد بلکه رسانه های حکومتی در آن روزی که مردم در پی از دست دادن عزیزانشان اشک می ریختند و به دنبال اجساد اعضای خانواده خود بودند برنامه طنزی را پخش کرد و به این موضوع اصلا توجهی نشان نداد. حکومت جمهوری اسلامی نه تنها سکوت نکرد بلکه از فرستادن کمک های اولیه و هم چنان نیروهای کمکی نیز خودداری کرده است و این باعث شده است تلفات جانی بعد از زلزله بیشتر از وقوع زلزله شود زیرا که بسیاری از مردم در زیر آوارها مانده بودند و چون نیروهای کمکی زیادی در آن مناطق وجود نداشت جان خود را از دست دادند.
اما مردم سایر شهرها ساکت نماندند و با کمک نیروهای مردمی سعی در آن دارند مواد اولیه را به هر طریقی به آن مناطق برسانند. مسئول پیامدهای این اتفاق وحشتناک کسی نیست جز جمهوری اسلامی زیرا که سقف زندگی این مردم را ناامن  ساخته و ولی حزب الله و بشار اسد را تقویت میکند. درست روز بعد از این حادثه ناگوار احمدی نژاد برای دیدار هم پیاله های خود به عربستان مسافرت کرد و از کاخ پادشاه آنجا دیدار کرد و این کار باعث خشم مردم بیشتر از پیش بر این حکومت شد. و اما طبق معمول مکارم شیرازی که تمام مسائل را از دید مسائل جنسی نگاه می کند در مورد دفن افرادی که جان خود را بر اثر زلزله از دست دادند این گونه گفته است که بهتر است زنان در کنار هم و مردان در کنار هم دفن شوند و اگر این امکان وجود ندارد یک حائل میان اجساد قرار دهند.
از سوی دیگر بعضی از جریانات با نام های مختلف پنجشنبه را روز عزای عمومی اعلام کرده اند و از مردم خواسته اند در این روز مراسم عزاداری را ترتیب دهند، این افراد و جریانات با اسم ها و رنگ های مختلف سعی در آن دارند تا غم و ماتم را در میان مردم گسترش دهند اما غافل از آن هستند که دیگر دوره این بازی ها گذشته و مردم دیگر گول حرف های آنان را نمی خورند و بسیاری از مردم روز پنجشنبه را روز اعتراض به سکوت و مانع تراشی حاکمیت و رسانه های دولتی اعلام میکنند و سعی در آن دارند که در این روز با برگزاری تجمع هایی،اعتراض خود را به این سکوت و مانع تراشی نشان دهند. آری مردم یک بار دیگر به جمهوری اسلامی ثابت کردند که هنوز انسانیت زنده است و آن ها نمی توانند با ظلم و خشونت آن را از بین ببرند.
مرگ بر جمهوری اسلامی، حکومتی که برای نگه داشتن تن نیم جان خود از انتشار اخبار زلزله هم هراس دارد.
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 564 به چاپ رسیده است

ریحانه گلی:آغوش ممنوع!!

در طی چند روز گذشته فردی به نام حسین دهنوی بغل کردن فرزند پسر بالای 7 سال توسط مادر و در آغوش کشیدن فرزند دختر بالای 7 سال توسط پدر را نادرست شمارد و اظهار داشت که این عمل باعث بروز شهوت بین فرزند و پدر و مادر می شود. حکومتی که تمام اشکال و موارد عشق و محبت را با لذت و شهوت جنسی در هم می آمیزد حتی محبت فرزند به مادر و پدر را و برعکس و تمام دنیا و عشقی که در آن وجود دارد را تنها از یک منظر می بیند و آن هم لذت جنسی است تازه از نوع ضدانسانی آن. این اتفاقات در حالی می افتد که هر ساله اخباری در مورد تجاوز روحانیان و بسیاری از مسئولین حکومتی به گوش می رسد. می شود گفت در کل،  این حکومت ضد انسانی با زندگی مخالف است و اگر اینگونه ادامه پیدا کند حتی نفس کشیدن هم بر مردم حرام می دانند تا مبادا پایه های حکومتش بیشتر از این سست شود.
سران این حکومت تمام جوانب زندگی را برای خود می خواهند از رفاه و آسایش ابتدایی هر فرد گرفته تا لحظات شادی که هر کسی باید آن را داشته باشد ولی این حکومت با استبداد هر چه بیشتر و با یک دیکتاتوری محض، آن را از همه و بخصوص جوانان و زنان گرفته است و به نوعی می شود گفت اوضاع ایران را برای زندگی غیر قابل تحمل کرده و هرکسی به نوعی سعی دارد از ایران و این جو خفقان فرار کند و یا به نوعی با برگزاری مهمانی های شبانه،فستیوال های مختلف تو دهنی محکمی به جمهوری اسلامی بزند و تنفر خود را از این همه سرکوب و دیکتاتوری اعلام کنند و بگویند این نسل با تمام فشارهایی که دارند تحمل می کنند ساکت نمی شوند و سعی در آن دارند که از جوانی و زندگی خود بهترین لذت را ببرند.و اما جمهوری اسلامی وقاحت را به اوج خود رسانیده است و سعی در آن دارد که یک کودک را از آغوش پر مهر خانواده جدا کند. البته مردم بیشتر به این ارجیف میخندند و این حکومت با این رویدادها بیشتر از قبل رسوا میشود. این تنها گوشه ای از بی شرمی و لجنزاری به اسم جمهوری اسلامیست.
من و تمام دوستان و همکارانم در سازمان جوانان کمونیست این رفتارهای جمهوری اسلامی را محکوم کرده و همراه مردم تا سرنگونی این رژیم خونخوار و ضد انسانی مبارزه خواهیم کرد. مرگ بر جمهوری اسلامی
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 563 به چاپ رسیده است

ریحانه گلی:سرنگونی بشار اسد و یک فرصت برای مردم ایران

یکی از هم پیاله های جمهوری اسلامی حکومت در حال سقوط سوریه است. به جرات می شود گفت تنها حکومتی که پایاپای در جنایت های اخیر بشار اسد شرکت داشته است و دست یاری به سویش دراز کرده است جمهوری اسلامی می باشد. اما این مردم آزادیخواه سوریه هستند که با وجود سرکوب ها و کشتارهای  بی رویه اسد هم چنان در حال مبارزه هستند و هر روز بیشتر از روز قبل به سرنگون کردن این جنایتکاران نزدیک می شوند.
این سقوط و انقلاب می تواند روحیه، نیرو و انرژی و نیز فرصت خوبی به مردم ایران دهد و باعث شود بعد از این اتفاق مردم ایران بار دیگر  به خیابان ها بیایند و علیه جمهوری اسلامی دست به تظاهرات گسترده بزنند و از آن جایی که این حکومت دیگر مدافع و حامی ندارد و توان قدرت مقابله با سیل عظیم مردم را ندارد، اینبار قدرت را از دست می دهد. به همین دلیل جمهوری اسلامی ترس زیادی از این واقعه دارد و سعی می کند به هر طریق و شیوه ایی شده بشار اسد را بر قدرت نگه دارد و اتفاقات اخیر به وجود آمده در سوریه را یک دسیسه و توطئه از طرف کشورهای غربی مانند اسرائیل و امریکا بنامد، اما آن ها غافل از آن هستند که مردم در عصر ارتباطات زندگی می کنند و با یک کلیک کردن می توانند از تمام اتفاقات مهم روز در سرتاسر جهان باخبر شوند و واکنش نشان دهند.
هر روز که احتمال سقوط بشار اسد بیشتر می شود فشار و آزار و اذیت جمهوری اسلامی هم بر روی مردم افزایش پیدا می کند از گرانی های کم سابقه گرفته تا سرعت پائین اینترنت و فیلتر شدن اکثر سایت ها. اما از آنجایی که مردم از این حکومت و این وضعیت ذله شده اند و روشهای سانسور و سرکوب را به خوبی میشناسند، ساکت ننشسته و با صدور بیانیه و فراخوان هایی، مردم را در شب اول سرنگونی بشار اسد به آمدن به خیابان ها و پشت بام ها و ابراز خوشحالی و دادن شعار دعوت کرده اند. در کل می شود گفت حاکمیت موجود بر ایران دارد روزهای سختی را می گذراند وهر لحظه مرگ خود  را لمس می کند باید هر فرصت استفاده کنیم تا بصورت گستره به این حکومت جنایتکار حمله کنیم و سرنگونی بشار اسد یکی از فرصتهای مهم است. خامنه ایی بدونه به زودی سرنگونه. به امید آزاد شدن هر چه زودتر سوریه و ایران. 
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 562 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ تیر ۱۶, جمعه

ریحانه گلب:اعتراض همگانی به فاشیسم رسمی حکومت اسلامی


همزمان با بالا گرفتن احتمال سرنگون شدن بشار اسد و نیز تشدید بحران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در ایران و امکان شروع مجدد اعتراضات و سرنگونی هر لحظه ایی جمهوری اسلامی، این حکومت رفتارهای فاشیستی خود را به مهاجرین افغان نیز شدت بخشیده  است. بعد از ممنوعیت ورود افغانستانی ها به پارک ها در روز 13 به بدر و به دنبال آن ممنوعیت از حق تحصیل و محل سکونت اینبار نوبت ممنوعیت ارائه خدمات و فروش مواد غذایی به این عزیزان در شهر شیراز شد. همچنین در طی چند هفته گذشته ماموران نیروی انتظامی به همراه افراد دیگری در یزد به محل سکونت این عزیزان یورش برده و خانه هایشان را به آتش کشیده اند و در مواردی  که با مقاومت و اعتراض افغانستانی ها مواجه شده اند، تعدادی از آنان را دستگیر  کرده و به مکانی نامعلوم انتقال داده اند. آنها به بهانه تجاوز دو افغانستانی به یک دختر این اقدام ضد انسانی را انجام داده اند. اگر بخواهیم تمام این اتفاقات اخیر را کنار هم بگذاریم متوجه می شویم که جمهوری اسلامی با این رفتار های فاشیستی و اتهامها سعی در این دارد که به گونه ایی مردم را هم در این اقدامات خود همراه کند. اما در تمامی این سال ها و بخصوص در این سال جاری  تمام افراد جامعه از زنان و جوانان گرفته تا هنرمندان در مقابل این اقدامات فاشیستی علیه مهاجرین افغان ایستادگی کردند و خواهان آن شدند که جمهوری اسلامی هر چه سریعتر این اقدامات فاشیستی را کنار بگذارد تا این عزیزان هم بتوانند مانند هر فرد دیگری در این جهان از حقوق اولیه شهروندی خود استفاده نمایند.این بار وظیفه انسانی و اجتماعی هر انسان آزادیخواهیست که به  دیگران عزیزانی که به این اقدامات جمهوری اسلامی اعتراض کرده اند بپیوندد و همگی باهم در مقابل این حکومت فاشیستی قد کنیم و تمام افکار جوامع بشری را هم همراه خود نمائیم. نابود باد حکومت فاشیستی اسلامی، زنده باد آزادی و برابری.

۱۳۹۱ تیر ۹, جمعه

ریحانه گلی:ترس حکومت جنایت از سرنگونی!


در یکشنبه همین هفته، جمهوری اسلامی 4 تن از شهروندان در اهواز را که در آوریل سال گذشته در تجمعات اعتراضی دستگیر کرده بود به جرم محارب بودن و قتل یک افسر و هم چنین زخمی کردن 3 سرباز دیگر  به دار آویخت و 2 تن دیگر از متهمان به نام های امیر معاوی و عباس حیدری را به ترتیب به 38 سال حبس و تبعید به مازندران و 18 سال حبس و هم چنین تبعید به مازندران محکوم کرد. اسامی این 4 تن به شرح ذیل می باشد: طه؛ عباس، عبدالرحمن حیدری و علی نعامی شریفی.
بعد از خبر اعدام این 4 عزیز تعدادی از معترضان به این حکم در منطقه ملاشیه در اهواز دست به تظاهرات زدند که جواب این تظاهرات هم مانند تظاهرات دیگر سرکوب مردم و دستگیری آنان بود. به گزارش سازمان حقوق بشر در اهواز تاکنون نام 17 نفر از دستگیر شدگان مشخص شده است. گرچه نهادهای مدافع حقوق انسان، دستگاه های امنیتی حکومت در اهواز را به ایجاد رعب و وحشت در اهواز و خوزستان متهم کرده است و از آن ها خواسته تا به مردم اجازه تجمع را بدهد ولی واقعیت این است که جمهوری اسلامی نه تنها در این منطقه بلکه در تمام مناطق ایران با مخالفان خود و تمام افراد آزادیخواه این چنین رفتار میکند.
از بدو به روی کار آمدن جمهوری اسلامی تا به امروز روزی نبوده است که خبر اعدام و شکنجه ایی را نشنویم. از اعدام های گروهی در دهه 60 تا گورهای دسته جمعی همه در پرونده این حکومت است. این حکومت به خوبی می داند که اگر این توحش گری هایش نبود تا به امروز این حکومت 100 باره نابود شده بود. اما این چند هفته و بهتر است بگویم بعد از شروع انقلاب مردم در سال 88 و به دنبال آن انقلابات خاورمیانه و مشخصا انقلاب مردم سوریه و بالا رفتن احتمال سرنگونی بشار اسد توسط انقلابیون سوریه، و از طرف دیگر گرانی و تورم و فقر و حالت انفجاری در جامعه ایران، جمهوری اسلامی بیشتر از دفعات قبل این اعمال ضد انسانی را هدف کار خود قرار داده است زیرا به خوبی درک کرده است که با نابودی رژیم سوریه و بشار اسد عمر  این حکومت هم به سر میاید و باید به زودی در دادگاه های مردمی محاکمه شود. آنها به خیال خود فکر می کنند که می توانند با ترویج حکم های اعدام و تبعید و حبس، رعب و وحشت را در مردم ترویج دهد و آن ها را  از اعتراضات خود و مطالبات خواسته هایشان باز دارند ولی متوجه نیستند که هر روز بیشتر از روز قبل تنفر مردم نسبت به این حکومت و اعمال ضد انسانی شان  بیشتر می شود و مردم با جدیت بیشتری دنبال براندازی این رژیم می روند و تا سرنگونی این رژیم ساکت نمی شوند. ما می توانیم با کمی همبستگی و همدلی بیشتر این رژیم را سرنگون کنیم.
به امید روزی که این حکومت خونخوار و ضد انسانی سرنگون شود و جای آن را یک حکومت انسانی بگیرد.
این مقاله در نشریه جوانان کمونیست 558 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه

ریحانه گلی:جمهوری اسلامی از همبستگی و تشکل کارگران هراس دارد!


"کارگران پتروشیمی ماهشهر حدود نزدیک 15 ماه برای برچیده شدن شرکت های پیمانکاری و قرار داد مستقیمشان با پتروشیمی شروع به مبارزه کردند و از حق خود دست بر نکشیدند تا سرانجام  وزارت نفت در روز 10 خرداد  بخشنامه ایی را  با عنوان (فوری) به مدیران مجتمع های پتروشیمی دولتی در منطقه ماهشهر ابلاغ کرد و خواستار آن شد که اسامی  کلیه کارگران و کارمندان شرکت های پیمانکاری برای انعقاد قرار داد مستقیم تحویل نهادهای ذیر ربط داده شود.
از سوی دیگر در روز 26 خرداد نیروهای امنیتی شهر کرج به خانه ایی که تعدادی از فعالین کارگری در آن حضور داشته اند هجوم برده،آن ها را مورد ضرب و شتم قرار داده و کلیه افراد حاضر را دستگیر و به مکانی نامعلوم انتقال داده اند.تعدادی از دست گیر شدگان در روز 27 خرداد آزاد شده اند اما متاسفانه 9 نفر از این عزیزان به نام های سیروس فتحی،علیرضا عسگری،جلیل محمدی،سعید مرزبان،مسعود سلیم پور،مازیار مهرپور،ریحانه انصاری،فرامرز فطرت نژاد و میترا همایونی هم چنان در بازداشت به سر می برند."(پایان نقل قول از اطلاعیه های حزب کمونیست کارگری درباره این دو موضوع).
زمانی که این دو اتفاق خوب و بد را کنار هم بگذاریم تنها یک چیز از آن می فهمیم و آن این است که جمهوری اسلامی از اتحاد و متشکل شدن کارگران هراس دارد و می داند که با شکنجه دادن، اخراج سازی ها و زندان نمی تواند در برابر اتحاد کارگران قد علم کند و نهایت این کارگران هستند که پیروز این مبارزه می باشند. گرچه جمهوری اسلامی سعی میکند که در باور عامیانه این گونه ترسیم کند که کارگران و اتحادیه های کارگری نیرویی ندارند و آن ها را تنها به دید یک وسیله ابزاری نگاه می کنند و سعی در آن دارند که این توهمات خود را به باورهای مردم هم تزریق کند، اما در عمل ثابت شده است که کارگران و اتحادیه های کارگری و متشکل شدن جزو یکی از کابوس های مداوم آن ها شده و می دانند که یکی از پایه های اصلی جنبش آزادیخواهی و سرنگونی طلبی در ایران همین کارگران و تشکلشان هستند و به همین خاطر است که از بدو به روی کار آمدن جمهوری اسلامی بیشترین تهدیدها و محدودیت ها و فشارها را بر روی همین بخش از جامعه قرار داده است. اما جمهوری اسلامی این را نمی داند که این محدودیت ها و فشارها نمیتواند سدی بر علیه اعتراضات و خواسته های کارگران و مردم زحمتکش باشد و این عزیزان فریاد آزادیخواهی شان را بلند تر سر می دهند و تشکل و همبستگیشان بیشتر از قبل می شود. زنده باد تمام  کارگرانی که ثابت کردند که هیچ گاه در مقابل استثمار، فقر و ظلم و ستم ساکت نمی شوند. سرنگون باد جمهوری اسلامی، زنده باد آزادی و برابری.
این مقاله در نشریه جوانان کمونیست 558 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

دیکتاتور بترس

بخاطر ندا که کشته شد
بخاطر ترانه که بهش تجاوز شد
بخاطر فرزاد که اعدامش شد
بخاطر تمام اشک هایی که ریختم 
بخاطر فریاد آزادیخواهی که سر دادم
بخاطر بغضی که به دلیل این همه ظلم ایجاد شده و شکسته شد
بخاطر تمام روزای جوونی که تو حسرت گذشت
هیچ وقت نمی بخشمت دیکتاتور
ریحانه گلی
19.06.2012

۱۳۹۱ خرداد ۲۵, پنجشنبه

ریحانه گلی:جمهوری اسلامی چرا هراس دارد؟!


هر سال با شروع فصل گرما، جمهوری اسلامی که از هر حرکت و اتفاقی رعب و وحشت دارد ماشین های گشت ارشاد و سرکوبگر خود را راهی خیابانها کرده و روزانه تعدادی از جوانان را به بهانه های واهی مانند  بدحجابی و.... دستگیر و به اماکن مختلف انتقال می دهند. گرچه جوانان و زنان در ایران ارزشی برای تقدسات و قوانین و فرهنگ جمهوری اسلامی قائل نیستند و هر سال نسبت به سال قبل شدت بیشتری پیدا میکند. ولی جمهوری اسلامی که بقای حکومت خود را تنها با اعمال سرکوب و خشونت میداند و این نه گفتن جوانان و زنان به حجاب اجباری برای حاکمیت تبدیل به  یک کابوس هر روزه شده  است.
جمهوری اسلامی از همان ابتدا حق زندگی را از مردم گرفته است و پایه های حکومت خود را بر اساس استثمار و استبداد ساخته شده است. اجرای طرح مقابله با "بدحجابی" هزینه های گزافی برای جمهوری اسلامی داشته و خواهد داشت و این یکی از عرصه ها و جدال مهم و سرنوشت ساز بین مردم ایران و جمهوری اسلامی خواهد بود.
اما امسال یک محدودیت جدید در راه است . با شروع یورو 2012 و همچنین همزمان با بازیهای مقدماتی جام جهانی، قرار بود که این مسابقات را در داخل سینماها به نمایش بگذارد اما طبق معمول با بهانه های واهی مانند  این که هم چین فضایی در شان زنان نمی باشد ومردان  فضایی مانند استادیوم ها به وجود می آورند با آن مخالفت شده است. جمهوری اسلامی باید بداند که هرچه عرصه بر جوانان تنگ تر شود آن ها به نوعی ردیکالتر جواب حکومت را خواهند داد. از نمونه های بارز اقدامات جوانان در راستای اعتراضات خود به این روند سرکوب حکومت و طرح هایی مثل تفکیک جنسیتی و حجاب اجباری راه انداز جنگ تفنگ های آبپاش ،پارتی ها و مهمانی های شبانه و مختلط، فستیوال موفرفری ها و شرکت در کنسرت ها اشاره کرد که جوانان با وجود تمام این سختگیری ها و محدودیت ها نشان دادند که جمهوری اسلامی نمی تواند آن ها را از آزادی و خواسته ها و حقوق ابتدائیشان محروم کرده و برایشان خط مشی زندگی را تعیین کنند.
به راستی حکومت ایران از چه هراس دارد؟ آیا با تار موی زنی و یا بازوی یک مرد این حکومت به خطر می افتد و پایه های آن از این لرزان تر می شود؟ جواب آری ست، جمهوری اسلامی برای حفظ خود و حفظ آن سود میلیاردی که دارد باید با وضع قوانین مذهبی و تزریق فرهنگ مسموم مذهبی مردم را سرکوب کند و حجاب جزوه ستون فقرات این حکومت است و اگر حجاب ور بیفتند و روابط زن و مرد آزاد باشد و مردم آزادی داشته باشند، جمهوری اسلامی یک هفته هم دوام نخواهد آورد و توسط مردم سرنگون میشود. برای همین است که این حکومت حتی به کودکان هم رحم نکرده است و سعی دارد افکار مسموم خود را با درسی به نام مداحی به کودکان دیکته کند تا شاید بتواند جامعه را اسلامی کند و از ان طریق کنترل و مهار کند ولی غافل از آن هستند که این حکومت و این رهبران سالیان درازی  است که بین مردم ایران مشروعیتی ندارد و دیر یا زود همین جوانانی که تمام نیروی خود را بسته اند تا حق و حقوقشان را از آن ها بگیرند آن ها را سرنگون خواهند کرد و با خیالی آسوده و بدون حجاب اجباری و حاکمیت مذهب، جشن آزادی و برابری را برپا خواهند نمود. سرنگون باد جمهوری اسلامی، زنده باد آزادی و برابری. 
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 557 به چاپ رسیده است

ریحانه گلی:راسیسم جمهوری اسلامی و تودهنی جوانان افغانستان به آن


جهموری اسلامی بار دیگر فاشیست بودن خود را به جهانیان ثابت کرد. بعد از ممنوعیت ورود افغانستانی های ساکن ایران به محافل عمومی در روز 13 بدر که باعث واکنش اعتراضی جوانان در اصفهان شد و نیز اعتراض جوامع بشری را برانگیخت، یک بار دیگر شاهد تکرار آن روند فاشیستی توسط حکومت هستیم. در روزهای تب و تاب کنکور، بخشنامه ایی از سوی این حکومت صادر شد و در آن اعلام کرد که افغانستانی های ساکن ایران در بسیاری از شهرها حق تحصیل و زندگی را ندارند. جمهوری اسلامی با این اقدامات فاشیستی، راسیستی و نژاد پرستانه هرچه بیشترچهره واقعی خود را نشان داد و بار دیگر ثابت کرد که حاکمیت موجود بر ایران یک حاکمیت ضد انسانی است و هیچ گونه احترامی برای انسان قائل نمی شود. در روز 13 بدر جوانان آزادیخواه و انساندوست در اصفهان مقابل این عمل ضدانسانی ایستادند و نشان دادن که جنبش انساندوستی، ضد فاشیستی و ضد آپارتاید در ایران بسیار قوی است. ولی این تنها کافی نیست و  باید این جنبش را متشکل و در سراسر ایران به حرکت در آوریم و در قبال این حرکت های غیر انسانی واکنش های جدی تر نشان دهیم.
از سوی دیگر حوزه علمیه کابل با پشتیبانی غیر مستقیم دولت افغانستان که با حکومت ایران رابطه تنگاتنگی هم دارند و بارها جمهوری اسلامی به اینها حکومت کمک مالی کرده در روز 11 خرداد به مناسبت سالگرد مرگ خمینی، مدیریت حوزه علمیه کابل تصویر بزرگی از خمینی را در خیابانی در غرب کابل نصب کرد که این حرکت باعث خشم دانشجویان این کشور شد و باعث شد که در روز 12 خرداد دانشجویان، جوانان، زنان و مردم این کشور دست به تظاهرات بزنند  و شعارهایی مانند "جیره خواران، خیانت بس است" را سر دادند. این اتفاق در حالی رخ داد که بسیاری از افغانستانی های ساکن در ایران تحت بدترین شرایط هستند و از حقوق اولیه هر انسان مانند مسکن، تحصیل و داشتن شناسنامه برای فرزندان خود محرومند اما به دلیل این که جمهوری اسلامی سالیانه صد میلیون دلار در راه گسترش نفوذ خود در افغانسان هزینه میکند حکومت این کشور چشم خود را بسته است و تنها به فکر جیب خود می باشد. این اعمال دو حکومت باعث همدلی و همیاری بیشتر مردمان آزادیخواه دو کشور شده وآن ها توانستد  بار دیگر تنفر و انزجار خود را به این  حکومت ها   نشان دهند و به آنها ثابت کنند که  حکومت ها  و مرزها نمی توانند باعث جدایی انسان ها شوند و نشان دادند که نه تنها از مذهب گریزانند بلکه حکومت مذهبی را هم نمی خواهند و آن را مانع سعادت خود می دانند. این صدایی از افغانستان است که معمولا در رسانه های مرسوم در دنیا منعکس نمیشود. ما و تمام انسان های آزادیخواه این 2 کشور می توانیم با حرکت های منستجم تر این 2 حکومت را به پائین کشیم و حکومتی انسانی را جایگزین این حکومت های فاشیست و مذهبی کنیم. 
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 556 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ خرداد ۱۴, یکشنبه

ریحانه گلی:حسین رونقی جوانی که تا پاي جان خود بر سر پيمان خود ماند



حسين رونقي جوان وبلاگ نويسي که با نام بابک خرمدين در فضاي مجازي که بيشتر از هردنياي واقعي،واقعي تر است به فعاليت خود مشغول بود و فرياد آزادي خود را سر مي داد و از حق خود دفاع ميکرد که جمهوري اسلامي مانند قبل تاب حرف راست را نداشت و او را دستگير کرد،شکنجه کرد،زجر داد تا اعتراف کند،اعتراف کند به گناهي ناکرده،به فرياد آزاديخواهي ولي حسين کماکان بر سر حرف و آرمان هاي خود ايستاد و ثابت کرد که هيچ حکومتي با ظلم و شکنجه پايدار نمي ماند،ثابت کرد که دوره ظلم رو به اتمام است و جوانان و انسان ها فريادهاي آزاديخواهي را بلندتر از قبل سر مي دهند.آري دوست عزيز جان حسين عزيز در خطر است.حسين يک کليه خود را به کلي از دست داده است و ديگر کليه او در حال نابودي است ولي جمهوري خونخوار اسلامي از مداواي او پرهيز ميکند تا مبادا باز پايه هاي حکومتش بلرزد و خطري او را تهديد کند.حسين دست به اعتصاب زده است و اين در حالي است که پزشکان اين اعتصاب را برابر با مرگ او اعلام کرده اند ولي حسين کوتاه نمي ياد و بر خواسته خود پافشاري ميکند.بياييد يک بار ديگر اتحاد خود را به تمام جهانيان ثابت کنيم و نشان دهيم که براي آزادي ايران و زندانيان عزيز از پاي نمي نشينيم و از حسين بخواهيم که به اعتصاب خود پايان دهد زيرا فردايي آزاد به وجود او نيازمنديم.مي دانم اين نوشته ام هيچ گاه به دست حسين نمي رسد ولي شايد يک نفر،يک زمان،يک جايي اين خواسته من و تمام عزيزان را به گوش حسين برساند و حسين بخاطر فردايي بهتر اعتصاب خود را بشکند و به مداواي خود بپردازد.تا دير نشده است بياييد کاري انجام دهيم و نگذاريم سرنوشت حسين به سرنوشت خيلي از عزيزان تبديل شود.از شما عزيزان ميخواهم که تمام پتيشن هاي مربوط به حسين را امضا کنند و آن را به دست سازمان ملل برسانند شايد حقوق بشر کاري براي اين عزيز انجام دهد.آري فردا دير است هم اکنون به فکر حسين و حسين ها باشيم

۱۳۹۱ خرداد ۱۲, جمعه

ریحانه گلی:بیست ژوئن،روز جهانی در حمایت از زندانیان سیاسی

به 20 ژوئن نزدیک می شویم.روزی که برای مردم آزادیخواه ایران و نیز تمام زندانیان سیاسی مهم است،روزی که امید تمام آن عزیزان به افرادی مانند من و توست که صدای آن ها باشیم.تمام جوامع می دانند که سالیان سال است که افراد مختلفی به بهانه های واهی در چنگال جمهوری اسلامی اسیر می شوند و زیر بدترین شکنجه های جسمی و روانی قرار می گیرند تا اعتراف کنند،اعتراف کنند به کارهایی که نکرده اند،اعتراف کنند علیه عقاید و باورشان و به خواسته ابتدایی هر فرد یعنی آزادی،که جمهوری اسلامی وقیحانه آن را از مردم گرفته است و هرکسی که می خواهد دنبال آزادی خود باشد باید یا بمیرد یا در سلول های این حکومت زیر شکنجه قرار گیرد و یا از کشور خارج شود.افراد زیادی هم اکنون در سلول ها و زندان های این حکومت قرار دارند.جمهوری اسلامی رتبه دوم را در مورد بیشترین آمار زندانیان روزنامه نگار و فعالان سیاسی دارد و این یعنی فاجعه بزرگ،ولی از آنجایی که ریشه جمهوری اسلامی با ظلم و ستم عجیم شده است برایش این رتبه یک افتخار محسوب می شود و از یک طرف با کمال وقاحت در مدیای جمهوری اسلامی منکر وجود  زندانیان سیاسی می شود و اعلام می کند که تنها افرادی مانند معتادان و قاتلان در زندان وجود دارند!
و اما وظیفه ما در 20 ژوئن این است که با برگزاری آکسیون های مختلف در شهرها و کشور های مختلف با در دست داشتن عکس های زندانیان سیاسی به افکار عمومی دنیا و مردم آزادیخواه و نیز با فشار به دول غربی نشان دهیم که جمهوری اسلامی با انسان های آزادیخواه و خواهان دنیای انسانی چه برخورد ضد بشری دارد چگونه آن ها را به کام مرگ می کشانند!البته امسال 20 ژوئن به مراتب مهم تر از سالیان گذشته است زیرا در طی یک سال گذشته زندانیان زیادی در سلول های این حکومت خونخوار جان خود را از دست داده اند و تعدادی از عزیزان به نشانه اعتراض به وضعیت موجود متاسفانه و اجبارا دست به اعتصاب غذا زده اند و تعدادی از آن ها حالشان به شدت وخیم است و اگر ما کاری انجام نده ایم ممکن است این عزیزان هم جان خود را مانند دیگر زندانیان از دست بدهند.به امید سرنگونی جمهوری اسلامی.وعده ما 20 ژوئن در سراسر جهان
این مقاله در نشریه جوانان کمونیست 555 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ خرداد ۷, یکشنبه

ریحانه گلی:باز هم خطر اعدام!

جمهوري اسلامي در هفته گذشته حکم اعدام 4 همجنسگرا به نام هاي سعادت عارفي،وحيد اکبري،جاويد اکبري؛و هوشنگ اکبري را تائيد کرده است.اين حکومت، وقيحانه همجنسگرايي را يک جرم مي داند و با کمال افتخار اعلام ميدارد که حکم اين 4 جوان به زودي اجرا مي شود. در قرن 21 زندگي مي کنيم قرني که حکم اعدام مسئله ايي است به دور انسانيت اما جمهوري اسلامي که پايه هاي دوام حکومتش تنها بر چوبه هاي دار و سرکوب مي باشد هر روز اين جنايات را ادامه مي هد. همجنسگرائي مسئله ايي است شخصي اما از آنجائي که جمهوري اسلامي دوست دارد تماميِ مسائل زندگي افراد را تحت کنترل خود در بياورد و مردم را وادار به انجام افکاري که خودش دارد کند، تمام اعمال جرم محسوب مي شود و در پي آن مجازات هاي سنگيني براي افراد به اصطلاح خاطي در نظر گرفته شده است.33 سال است که جمهوري اسلامي اعدام هاي بي رويه خود را ادامه مي دهد و هيچ يک از جوامع بين المللي و نهادهاي بشر دوستانه ذره ايي اعتراض نکردند و در پي اين سکوت ،جمهوري اسلامي جنايات هاي خود را بيشتر از روز قبل ادامه مي دهد و روزانه تعدادي از افراد بي گناه را به جرم هاي واهي مانند اراذل و اوباش، قاچاقچي مواد مخدر، سرقت هاي مسلحانه و محارب به پاي چوبه دار مي فرستد و با کمال افتخار اين جنايت هاي خود را رسانه ايي مي کنند؛ اما اين سران اين حکومت خونخوار غافل از آن روزي هستند که بايد در دادگاه هاي مردمي جواب تمام اين ظلم هاي خود را بدهد و جواب اين جنايات وحشيانه خود داشته باشند.اما حکم اين 4 جوان تنها نبود که بار ديگر غم را بر دلمان نشاند بلکه در همين هفته چندين نفر ديگر از جمله سمکو خورشيدي شهروند اهل سقز به اتهام همکاري با سازمان هاي سياسي اپوزيسيون نيز به اعدام محکوم شد. بايد هر چه سريعتر اين ماشين آدمگشي و جنايت را سرنگون کنيم و به اين کابوس پايان دهيم.به اميد روزي که در قانون اساس بعد از جمهوري اسلامي مجازات اعدام ممنوع شود و جرم شناخته شود. سرنگون باد جمهوري اسلامي.  
این مطلب در نشریه جوانان 554 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه



یاران این نوشته برای کسانی است که فیگور روشنفکری و کتابخانی به خود می گیردند و نه چیزی از رپ می دانند و نه می توانند منطق متون شعرهای شاهین را درک کنند ... در طی تحقیقی که روی شعرهای شاهین شده است مثلا در آهنگ "نقی" حد اقل 38 معضل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را مطرح نموده ... لطفا این متن را مطالعه بفرمائید خواهید دید خیلی زود با ما هم عقیده می شوید که کار شاهین منحصر به فرد است...

نقی تو رو قسم به شوخ طبعیت
به این بیرون از گود تو تبعید
به آلت بزرگ زندگانی
که پشت ما نشسته رو به تهدید
نقی تو رو به طول و عرض تحریم
دلار رو به رشد و حس تحقیر
نقی تو رو به امام مقوایی
به طفل علی گوی توی رحم گیر
به درس فقه تو اتاق عمل بینی
به آقا و تسبیح و جا نماز چینی
نقی تو رو به انگشت شیث رضایی
به دینی که اوت شده و فوتبال دینی
آی نقی حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
نقی تو رو قسم به عشق و ویاگرا
تو رو به لنگ های هوا شده و چاکرا
تو رو به سنگک و مرغ و گوشت و ماهی
سینه سلیکونی و بکارت راه راه
نقی تو رو به ممه های گلشیفته
به آبروی نداشته که از ما ریخته
نقی تو رو به نژاد آریایی
به پلاکی که به گردن آویخته
نقی جون من تو رو به شوشول فرنود
3 هزار میلیارد زیر گنبد کبود
خلیج فارس و ارومیه هم قصه بود
راستی اسم رهبر جنبش سبز چی بود؟
آی نقی حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
آی نقـــــــــــی ای نقــــــــی آی نقـــــــــــــی
آی نقـــــــــــــــی آی نقــــــــــــــی آی نقــــــــــــــــــــــــــی
به رحلت جان گوز امام امت
به سیاسیون فسیلی تو غربت
به بیوه های با کلاس پلاس دیسکو
به بحث های روشن فکری تو چت
به غیرت مرد های اون کاره
به زنان مدافع حقوق مرد
به انقلاب رنگی از تو تلویزیون
به 3 % جمعیت کتاب خون
تو رو به شعار های آبکی و توخالیش
نقی تو رو به این جماعت حالی به حالی
صبح زنده باد میگن و شب مرده باد
به قهرمان های قصه های خیالی
آی نقی حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم ای نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
آی نقـــــــــــی آی نقــــــــی آی نقـــــــــــــی
آی نقـــــــــــــــی آی نقــــــــــــــی آی نقــــــــــــــــــــــــــی
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای نــــــــقــــــــــــــی