۱۳۹۱ تیر ۹, جمعه

ریحانه گلی:ترس حکومت جنایت از سرنگونی!


در یکشنبه همین هفته، جمهوری اسلامی 4 تن از شهروندان در اهواز را که در آوریل سال گذشته در تجمعات اعتراضی دستگیر کرده بود به جرم محارب بودن و قتل یک افسر و هم چنین زخمی کردن 3 سرباز دیگر  به دار آویخت و 2 تن دیگر از متهمان به نام های امیر معاوی و عباس حیدری را به ترتیب به 38 سال حبس و تبعید به مازندران و 18 سال حبس و هم چنین تبعید به مازندران محکوم کرد. اسامی این 4 تن به شرح ذیل می باشد: طه؛ عباس، عبدالرحمن حیدری و علی نعامی شریفی.
بعد از خبر اعدام این 4 عزیز تعدادی از معترضان به این حکم در منطقه ملاشیه در اهواز دست به تظاهرات زدند که جواب این تظاهرات هم مانند تظاهرات دیگر سرکوب مردم و دستگیری آنان بود. به گزارش سازمان حقوق بشر در اهواز تاکنون نام 17 نفر از دستگیر شدگان مشخص شده است. گرچه نهادهای مدافع حقوق انسان، دستگاه های امنیتی حکومت در اهواز را به ایجاد رعب و وحشت در اهواز و خوزستان متهم کرده است و از آن ها خواسته تا به مردم اجازه تجمع را بدهد ولی واقعیت این است که جمهوری اسلامی نه تنها در این منطقه بلکه در تمام مناطق ایران با مخالفان خود و تمام افراد آزادیخواه این چنین رفتار میکند.
از بدو به روی کار آمدن جمهوری اسلامی تا به امروز روزی نبوده است که خبر اعدام و شکنجه ایی را نشنویم. از اعدام های گروهی در دهه 60 تا گورهای دسته جمعی همه در پرونده این حکومت است. این حکومت به خوبی می داند که اگر این توحش گری هایش نبود تا به امروز این حکومت 100 باره نابود شده بود. اما این چند هفته و بهتر است بگویم بعد از شروع انقلاب مردم در سال 88 و به دنبال آن انقلابات خاورمیانه و مشخصا انقلاب مردم سوریه و بالا رفتن احتمال سرنگونی بشار اسد توسط انقلابیون سوریه، و از طرف دیگر گرانی و تورم و فقر و حالت انفجاری در جامعه ایران، جمهوری اسلامی بیشتر از دفعات قبل این اعمال ضد انسانی را هدف کار خود قرار داده است زیرا به خوبی درک کرده است که با نابودی رژیم سوریه و بشار اسد عمر  این حکومت هم به سر میاید و باید به زودی در دادگاه های مردمی محاکمه شود. آنها به خیال خود فکر می کنند که می توانند با ترویج حکم های اعدام و تبعید و حبس، رعب و وحشت را در مردم ترویج دهد و آن ها را  از اعتراضات خود و مطالبات خواسته هایشان باز دارند ولی متوجه نیستند که هر روز بیشتر از روز قبل تنفر مردم نسبت به این حکومت و اعمال ضد انسانی شان  بیشتر می شود و مردم با جدیت بیشتری دنبال براندازی این رژیم می روند و تا سرنگونی این رژیم ساکت نمی شوند. ما می توانیم با کمی همبستگی و همدلی بیشتر این رژیم را سرنگون کنیم.
به امید روزی که این حکومت خونخوار و ضد انسانی سرنگون شود و جای آن را یک حکومت انسانی بگیرد.
این مقاله در نشریه جوانان کمونیست 558 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ تیر ۱, پنجشنبه

ریحانه گلی:جمهوری اسلامی از همبستگی و تشکل کارگران هراس دارد!


"کارگران پتروشیمی ماهشهر حدود نزدیک 15 ماه برای برچیده شدن شرکت های پیمانکاری و قرار داد مستقیمشان با پتروشیمی شروع به مبارزه کردند و از حق خود دست بر نکشیدند تا سرانجام  وزارت نفت در روز 10 خرداد  بخشنامه ایی را  با عنوان (فوری) به مدیران مجتمع های پتروشیمی دولتی در منطقه ماهشهر ابلاغ کرد و خواستار آن شد که اسامی  کلیه کارگران و کارمندان شرکت های پیمانکاری برای انعقاد قرار داد مستقیم تحویل نهادهای ذیر ربط داده شود.
از سوی دیگر در روز 26 خرداد نیروهای امنیتی شهر کرج به خانه ایی که تعدادی از فعالین کارگری در آن حضور داشته اند هجوم برده،آن ها را مورد ضرب و شتم قرار داده و کلیه افراد حاضر را دستگیر و به مکانی نامعلوم انتقال داده اند.تعدادی از دست گیر شدگان در روز 27 خرداد آزاد شده اند اما متاسفانه 9 نفر از این عزیزان به نام های سیروس فتحی،علیرضا عسگری،جلیل محمدی،سعید مرزبان،مسعود سلیم پور،مازیار مهرپور،ریحانه انصاری،فرامرز فطرت نژاد و میترا همایونی هم چنان در بازداشت به سر می برند."(پایان نقل قول از اطلاعیه های حزب کمونیست کارگری درباره این دو موضوع).
زمانی که این دو اتفاق خوب و بد را کنار هم بگذاریم تنها یک چیز از آن می فهمیم و آن این است که جمهوری اسلامی از اتحاد و متشکل شدن کارگران هراس دارد و می داند که با شکنجه دادن، اخراج سازی ها و زندان نمی تواند در برابر اتحاد کارگران قد علم کند و نهایت این کارگران هستند که پیروز این مبارزه می باشند. گرچه جمهوری اسلامی سعی میکند که در باور عامیانه این گونه ترسیم کند که کارگران و اتحادیه های کارگری نیرویی ندارند و آن ها را تنها به دید یک وسیله ابزاری نگاه می کنند و سعی در آن دارند که این توهمات خود را به باورهای مردم هم تزریق کند، اما در عمل ثابت شده است که کارگران و اتحادیه های کارگری و متشکل شدن جزو یکی از کابوس های مداوم آن ها شده و می دانند که یکی از پایه های اصلی جنبش آزادیخواهی و سرنگونی طلبی در ایران همین کارگران و تشکلشان هستند و به همین خاطر است که از بدو به روی کار آمدن جمهوری اسلامی بیشترین تهدیدها و محدودیت ها و فشارها را بر روی همین بخش از جامعه قرار داده است. اما جمهوری اسلامی این را نمی داند که این محدودیت ها و فشارها نمیتواند سدی بر علیه اعتراضات و خواسته های کارگران و مردم زحمتکش باشد و این عزیزان فریاد آزادیخواهی شان را بلند تر سر می دهند و تشکل و همبستگیشان بیشتر از قبل می شود. زنده باد تمام  کارگرانی که ثابت کردند که هیچ گاه در مقابل استثمار، فقر و ظلم و ستم ساکت نمی شوند. سرنگون باد جمهوری اسلامی، زنده باد آزادی و برابری.
این مقاله در نشریه جوانان کمونیست 558 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

دیکتاتور بترس

بخاطر ندا که کشته شد
بخاطر ترانه که بهش تجاوز شد
بخاطر فرزاد که اعدامش شد
بخاطر تمام اشک هایی که ریختم 
بخاطر فریاد آزادیخواهی که سر دادم
بخاطر بغضی که به دلیل این همه ظلم ایجاد شده و شکسته شد
بخاطر تمام روزای جوونی که تو حسرت گذشت
هیچ وقت نمی بخشمت دیکتاتور
ریحانه گلی
19.06.2012

۱۳۹۱ خرداد ۲۵, پنجشنبه

ریحانه گلی:جمهوری اسلامی چرا هراس دارد؟!


هر سال با شروع فصل گرما، جمهوری اسلامی که از هر حرکت و اتفاقی رعب و وحشت دارد ماشین های گشت ارشاد و سرکوبگر خود را راهی خیابانها کرده و روزانه تعدادی از جوانان را به بهانه های واهی مانند  بدحجابی و.... دستگیر و به اماکن مختلف انتقال می دهند. گرچه جوانان و زنان در ایران ارزشی برای تقدسات و قوانین و فرهنگ جمهوری اسلامی قائل نیستند و هر سال نسبت به سال قبل شدت بیشتری پیدا میکند. ولی جمهوری اسلامی که بقای حکومت خود را تنها با اعمال سرکوب و خشونت میداند و این نه گفتن جوانان و زنان به حجاب اجباری برای حاکمیت تبدیل به  یک کابوس هر روزه شده  است.
جمهوری اسلامی از همان ابتدا حق زندگی را از مردم گرفته است و پایه های حکومت خود را بر اساس استثمار و استبداد ساخته شده است. اجرای طرح مقابله با "بدحجابی" هزینه های گزافی برای جمهوری اسلامی داشته و خواهد داشت و این یکی از عرصه ها و جدال مهم و سرنوشت ساز بین مردم ایران و جمهوری اسلامی خواهد بود.
اما امسال یک محدودیت جدید در راه است . با شروع یورو 2012 و همچنین همزمان با بازیهای مقدماتی جام جهانی، قرار بود که این مسابقات را در داخل سینماها به نمایش بگذارد اما طبق معمول با بهانه های واهی مانند  این که هم چین فضایی در شان زنان نمی باشد ومردان  فضایی مانند استادیوم ها به وجود می آورند با آن مخالفت شده است. جمهوری اسلامی باید بداند که هرچه عرصه بر جوانان تنگ تر شود آن ها به نوعی ردیکالتر جواب حکومت را خواهند داد. از نمونه های بارز اقدامات جوانان در راستای اعتراضات خود به این روند سرکوب حکومت و طرح هایی مثل تفکیک جنسیتی و حجاب اجباری راه انداز جنگ تفنگ های آبپاش ،پارتی ها و مهمانی های شبانه و مختلط، فستیوال موفرفری ها و شرکت در کنسرت ها اشاره کرد که جوانان با وجود تمام این سختگیری ها و محدودیت ها نشان دادند که جمهوری اسلامی نمی تواند آن ها را از آزادی و خواسته ها و حقوق ابتدائیشان محروم کرده و برایشان خط مشی زندگی را تعیین کنند.
به راستی حکومت ایران از چه هراس دارد؟ آیا با تار موی زنی و یا بازوی یک مرد این حکومت به خطر می افتد و پایه های آن از این لرزان تر می شود؟ جواب آری ست، جمهوری اسلامی برای حفظ خود و حفظ آن سود میلیاردی که دارد باید با وضع قوانین مذهبی و تزریق فرهنگ مسموم مذهبی مردم را سرکوب کند و حجاب جزوه ستون فقرات این حکومت است و اگر حجاب ور بیفتند و روابط زن و مرد آزاد باشد و مردم آزادی داشته باشند، جمهوری اسلامی یک هفته هم دوام نخواهد آورد و توسط مردم سرنگون میشود. برای همین است که این حکومت حتی به کودکان هم رحم نکرده است و سعی دارد افکار مسموم خود را با درسی به نام مداحی به کودکان دیکته کند تا شاید بتواند جامعه را اسلامی کند و از ان طریق کنترل و مهار کند ولی غافل از آن هستند که این حکومت و این رهبران سالیان درازی  است که بین مردم ایران مشروعیتی ندارد و دیر یا زود همین جوانانی که تمام نیروی خود را بسته اند تا حق و حقوقشان را از آن ها بگیرند آن ها را سرنگون خواهند کرد و با خیالی آسوده و بدون حجاب اجباری و حاکمیت مذهب، جشن آزادی و برابری را برپا خواهند نمود. سرنگون باد جمهوری اسلامی، زنده باد آزادی و برابری. 
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 557 به چاپ رسیده است

ریحانه گلی:راسیسم جمهوری اسلامی و تودهنی جوانان افغانستان به آن


جهموری اسلامی بار دیگر فاشیست بودن خود را به جهانیان ثابت کرد. بعد از ممنوعیت ورود افغانستانی های ساکن ایران به محافل عمومی در روز 13 بدر که باعث واکنش اعتراضی جوانان در اصفهان شد و نیز اعتراض جوامع بشری را برانگیخت، یک بار دیگر شاهد تکرار آن روند فاشیستی توسط حکومت هستیم. در روزهای تب و تاب کنکور، بخشنامه ایی از سوی این حکومت صادر شد و در آن اعلام کرد که افغانستانی های ساکن ایران در بسیاری از شهرها حق تحصیل و زندگی را ندارند. جمهوری اسلامی با این اقدامات فاشیستی، راسیستی و نژاد پرستانه هرچه بیشترچهره واقعی خود را نشان داد و بار دیگر ثابت کرد که حاکمیت موجود بر ایران یک حاکمیت ضد انسانی است و هیچ گونه احترامی برای انسان قائل نمی شود. در روز 13 بدر جوانان آزادیخواه و انساندوست در اصفهان مقابل این عمل ضدانسانی ایستادند و نشان دادن که جنبش انساندوستی، ضد فاشیستی و ضد آپارتاید در ایران بسیار قوی است. ولی این تنها کافی نیست و  باید این جنبش را متشکل و در سراسر ایران به حرکت در آوریم و در قبال این حرکت های غیر انسانی واکنش های جدی تر نشان دهیم.
از سوی دیگر حوزه علمیه کابل با پشتیبانی غیر مستقیم دولت افغانستان که با حکومت ایران رابطه تنگاتنگی هم دارند و بارها جمهوری اسلامی به اینها حکومت کمک مالی کرده در روز 11 خرداد به مناسبت سالگرد مرگ خمینی، مدیریت حوزه علمیه کابل تصویر بزرگی از خمینی را در خیابانی در غرب کابل نصب کرد که این حرکت باعث خشم دانشجویان این کشور شد و باعث شد که در روز 12 خرداد دانشجویان، جوانان، زنان و مردم این کشور دست به تظاهرات بزنند  و شعارهایی مانند "جیره خواران، خیانت بس است" را سر دادند. این اتفاق در حالی رخ داد که بسیاری از افغانستانی های ساکن در ایران تحت بدترین شرایط هستند و از حقوق اولیه هر انسان مانند مسکن، تحصیل و داشتن شناسنامه برای فرزندان خود محرومند اما به دلیل این که جمهوری اسلامی سالیانه صد میلیون دلار در راه گسترش نفوذ خود در افغانسان هزینه میکند حکومت این کشور چشم خود را بسته است و تنها به فکر جیب خود می باشد. این اعمال دو حکومت باعث همدلی و همیاری بیشتر مردمان آزادیخواه دو کشور شده وآن ها توانستد  بار دیگر تنفر و انزجار خود را به این  حکومت ها   نشان دهند و به آنها ثابت کنند که  حکومت ها  و مرزها نمی توانند باعث جدایی انسان ها شوند و نشان دادند که نه تنها از مذهب گریزانند بلکه حکومت مذهبی را هم نمی خواهند و آن را مانع سعادت خود می دانند. این صدایی از افغانستان است که معمولا در رسانه های مرسوم در دنیا منعکس نمیشود. ما و تمام انسان های آزادیخواه این 2 کشور می توانیم با حرکت های منستجم تر این 2 حکومت را به پائین کشیم و حکومتی انسانی را جایگزین این حکومت های فاشیست و مذهبی کنیم. 
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 556 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ خرداد ۱۴, یکشنبه

ریحانه گلی:حسین رونقی جوانی که تا پاي جان خود بر سر پيمان خود ماند



حسين رونقي جوان وبلاگ نويسي که با نام بابک خرمدين در فضاي مجازي که بيشتر از هردنياي واقعي،واقعي تر است به فعاليت خود مشغول بود و فرياد آزادي خود را سر مي داد و از حق خود دفاع ميکرد که جمهوري اسلامي مانند قبل تاب حرف راست را نداشت و او را دستگير کرد،شکنجه کرد،زجر داد تا اعتراف کند،اعتراف کند به گناهي ناکرده،به فرياد آزاديخواهي ولي حسين کماکان بر سر حرف و آرمان هاي خود ايستاد و ثابت کرد که هيچ حکومتي با ظلم و شکنجه پايدار نمي ماند،ثابت کرد که دوره ظلم رو به اتمام است و جوانان و انسان ها فريادهاي آزاديخواهي را بلندتر از قبل سر مي دهند.آري دوست عزيز جان حسين عزيز در خطر است.حسين يک کليه خود را به کلي از دست داده است و ديگر کليه او در حال نابودي است ولي جمهوري خونخوار اسلامي از مداواي او پرهيز ميکند تا مبادا باز پايه هاي حکومتش بلرزد و خطري او را تهديد کند.حسين دست به اعتصاب زده است و اين در حالي است که پزشکان اين اعتصاب را برابر با مرگ او اعلام کرده اند ولي حسين کوتاه نمي ياد و بر خواسته خود پافشاري ميکند.بياييد يک بار ديگر اتحاد خود را به تمام جهانيان ثابت کنيم و نشان دهيم که براي آزادي ايران و زندانيان عزيز از پاي نمي نشينيم و از حسين بخواهيم که به اعتصاب خود پايان دهد زيرا فردايي آزاد به وجود او نيازمنديم.مي دانم اين نوشته ام هيچ گاه به دست حسين نمي رسد ولي شايد يک نفر،يک زمان،يک جايي اين خواسته من و تمام عزيزان را به گوش حسين برساند و حسين بخاطر فردايي بهتر اعتصاب خود را بشکند و به مداواي خود بپردازد.تا دير نشده است بياييد کاري انجام دهيم و نگذاريم سرنوشت حسين به سرنوشت خيلي از عزيزان تبديل شود.از شما عزيزان ميخواهم که تمام پتيشن هاي مربوط به حسين را امضا کنند و آن را به دست سازمان ملل برسانند شايد حقوق بشر کاري براي اين عزيز انجام دهد.آري فردا دير است هم اکنون به فکر حسين و حسين ها باشيم

۱۳۹۱ خرداد ۱۲, جمعه

ریحانه گلی:بیست ژوئن،روز جهانی در حمایت از زندانیان سیاسی

به 20 ژوئن نزدیک می شویم.روزی که برای مردم آزادیخواه ایران و نیز تمام زندانیان سیاسی مهم است،روزی که امید تمام آن عزیزان به افرادی مانند من و توست که صدای آن ها باشیم.تمام جوامع می دانند که سالیان سال است که افراد مختلفی به بهانه های واهی در چنگال جمهوری اسلامی اسیر می شوند و زیر بدترین شکنجه های جسمی و روانی قرار می گیرند تا اعتراف کنند،اعتراف کنند به کارهایی که نکرده اند،اعتراف کنند علیه عقاید و باورشان و به خواسته ابتدایی هر فرد یعنی آزادی،که جمهوری اسلامی وقیحانه آن را از مردم گرفته است و هرکسی که می خواهد دنبال آزادی خود باشد باید یا بمیرد یا در سلول های این حکومت زیر شکنجه قرار گیرد و یا از کشور خارج شود.افراد زیادی هم اکنون در سلول ها و زندان های این حکومت قرار دارند.جمهوری اسلامی رتبه دوم را در مورد بیشترین آمار زندانیان روزنامه نگار و فعالان سیاسی دارد و این یعنی فاجعه بزرگ،ولی از آنجایی که ریشه جمهوری اسلامی با ظلم و ستم عجیم شده است برایش این رتبه یک افتخار محسوب می شود و از یک طرف با کمال وقاحت در مدیای جمهوری اسلامی منکر وجود  زندانیان سیاسی می شود و اعلام می کند که تنها افرادی مانند معتادان و قاتلان در زندان وجود دارند!
و اما وظیفه ما در 20 ژوئن این است که با برگزاری آکسیون های مختلف در شهرها و کشور های مختلف با در دست داشتن عکس های زندانیان سیاسی به افکار عمومی دنیا و مردم آزادیخواه و نیز با فشار به دول غربی نشان دهیم که جمهوری اسلامی با انسان های آزادیخواه و خواهان دنیای انسانی چه برخورد ضد بشری دارد چگونه آن ها را به کام مرگ می کشانند!البته امسال 20 ژوئن به مراتب مهم تر از سالیان گذشته است زیرا در طی یک سال گذشته زندانیان زیادی در سلول های این حکومت خونخوار جان خود را از دست داده اند و تعدادی از عزیزان به نشانه اعتراض به وضعیت موجود متاسفانه و اجبارا دست به اعتصاب غذا زده اند و تعدادی از آن ها حالشان به شدت وخیم است و اگر ما کاری انجام نده ایم ممکن است این عزیزان هم جان خود را مانند دیگر زندانیان از دست بدهند.به امید سرنگونی جمهوری اسلامی.وعده ما 20 ژوئن در سراسر جهان
این مقاله در نشریه جوانان کمونیست 555 به چاپ رسیده است