روز 25 نوامبر روز جهانی حذف خشونت علیه زنان است. روزی که تمام انسان های آزادیخواه و
برابری طلب برای هویت انسانی و بر پایی یک دنیای انسانی و برابر و بدون خشونت با
برگزاری اقدامات و مراسم ها و آکسیون ها و تظاهرات ها تلاش میکنند و تمام خواسته
هایشان را فریاد زدند. گرچه این مناسبت یک روز نمادین است و در تمام روزها و فواصل
باید برای برابری انسان ها تلاش کرد اما در این مطلب سعی دارم تعریفی کوتاه از
خشونت داشته باشم.
خشونت را می توان در 2 دسته خشونت جسمی و روانی قرار داد. خشونت
جسمی همان آزار و ضرب و شتم زنان توسط حکومت، و یا پدر,برادر,عمو,همسر و ... می
باشد.
اما خشونت روانی شاخه های گوناگونی دارد. خشونت روانی نیز
ممکن است در 2 حیطه یعنی اجتماعی و خانواده اتفاق بیفتد. سعی در آن دارم با مثال
هایی بتوانم انواع خشونت روانی را در این مقاله بگنجانم اما قبل از مثال ها لازم
دانستم یادآوری کنم که خشونت روانی در کشورهای اسلامزاده و اروپا تفاوت هایی دارد
زیرا که در کشورهایی نظیر ایران قوانین مذهبی و سنتی باعث بروز خشونت های جسمی و روانی
بر علیه زنان می شود.
حیطه اجتماعی: زمانی که یک زن پا به محیط بیرون می گذارد و
در آن محیط و اجتماع با هزاران رفتار غیر انسانی نظیر که ابتدایی ترین انها متلک
است روبرو می شود.
زمانی که یک زن نتواند در محیط آنگونه که می خواهد لباس
بپوشد و یا رفتار کند خشونتی بارز بر او روا شده است.
هم چنین در محیط کار یک زن از یک مردی که در همان پست و
مقام است کمتر حقوق می گیرد و این نشانه نادیده گرفتن زن به عنوان یک انسان است.
"مهریه و شیربها" نیز بعنوان یک خشونت به حساب می
آید زیرا که خرید دختر از خانواده محسوب می شود که در قبال دختر یک پولی در این
میان رد و بدل می شود و در این میان زن یک برده و کلا بحساب می آید.
حیطه خانواده: در یک زندگی مشترک فحاشی مرد به زن یک خشونت
روانی محسوب می شود.
هم چنین در کشوری نظیر ایران که تحت حاکمیت مذهبی ست و در
کل در قوانین و فرهنگ مذهبی و اسلامی، مرد می تواند هم زمان چندین همسر داشته باشد
در راستای همین قوانین زن محکوم است که با چند همسری کنار بیاید در غیر اینصورت
جایی در جامعه نخواهد داشت و اگر زن نتواند با این رفتار ضد انسانی کنار بیاید حق
ندارد درخواست طلاق بدهد زیرا که جنس دوم محسوب می شود و این مرد است که با تمام
رفتارهای ضد انسانی که دارد باید تقاضای طلاق بدهد و حتی در صورت طلاق نیز زن از
داشتن فرزندانش محروم می شود.
در قوانین جمهوری اسلامی زن وظیفه اصلی اش خانه داری، بچه
داری و نظافت و آشپزی و کلا سرویس و خدمات دادن به همسر و مردان تعریف شده است و
زن حق اجازه کار خارج از خانه بدون مجوز از طرف همسر را ندارد و این به این معنا
است که منبع درآمد و نحو خرج شدن پول، دست مرد است و اگر زنی بخواهد برای خودش
خرید کند باید از مرد تقاضای پول نماید و مرد می تواند آن پول را ندهد و یا اگر
قصد دادن پول را داشته باشد آنقدر سوال و جواب می کند تا زن از خواسته اش صرف نظر
کند و بر تمام خواسته های خود خط قرمز بکشد.
و اما دختری که در خانه پدری زندگی می کند زیر سلطه پدر و
برادر خود می باشد. یک دختر در خانواده سنتی و مذهبی حق دوست شدن با جنس مخالف را
ندارد و در بعضی مواقع دیده ایم در صورت سرپیچی از این دستورات حتی جان خود را از
دست می دهد.در مواردی هم دختران حق بیرون رفتن از خانه را به تنهایی ندارد و باید
مانند یک برده زیر اوامر پدر و برادر خود باشد.
تمام این مثالها تنها نمونه هایی از خشونتی است که بر زنان
کشورهای اسلامزده ایی نظیر ایران اعمال می شود.
شاخصه اصلی پدید آمدن خشونت در دوره حاضر؛مذهب و نظام سرمایه
داری ست که منجر به وجود اختلاف طبقاتی و وجود فقر و نابرابری میشود و ما می
توانیم با تشکیل گروه های مختلف در داخل ایران و مبارزه مستقیم با جمهوری اسلامی و
مذهب و در کل نظام سرمایه داری خشونت را از بین ببریم و این وظیفه تک تک تمام
انسان های آزادیخواست که در این مبارزه عظیم شرکت نماییم. جامعه ایران و زنان و
جوانان ایران از خود پتانسیل بالایی در رابطه با مدرنیسم و جنگیدن با نابرابری و
تبعیض و کوتاه کردن دست مذهب از زندگی مردم نشان داده اند که این اولین و مهمترین
سرمایه این جنبش است که باید بتوانیم آنرا بیش از پیش سازمانیافته کنیم و
قدرتمندتر به جنگ با جمهوری اسلامی برویم. زنده باد آزادی و برابری.
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 577 به چاپ رسیده است