۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

ریحانه گلی:پناهندگی واژه ایی که هزارن درد را در خود جای داده است

وقتی حرف از پناهندگی در کشورهای دوم نظیر ترکیه می شود ناخودآگاه یاد آن 10 ماه کذایی میفتم که در ترکیه اسیر بودم.زندگی در روستایی پرت در میان افرادی که حتی کلمه ایی از زن بودن هم نشنیده بودن.زندگی در جایی که حق اجازه خروج از آن محل را نداشتی مگر با اجازه پلیس.محلی که  هفته ایی 2 بار مجبور باشی به دفتر پلیس بروی و امضا بزنی و تحقیر شوی چون در کشور خودت جایی نداری.در روزهای مصاحبه ساعات اولیه صبح که با دلی پردرد و منتظر به دفتر سازمان پناهندگی در آنکارا میرفتی شاهد هزاران حوادث تلخ بودی.از بدرفتاری های پلیس آنجا گرفته تا ضجه زدن کودکانی که تاب سرما و یا گرما را نداشتن.مادران و پدرانی که محتاج یک لقمه نان  برای فرزندانشان بودن و برای گرفتن کمی پول مجبور بودن تمام بی حرمتی ها و بدرفتاری ها را تحمل کنن چون واژه ایی بر روی آن ها سنگینی میکرد؛واژه پناهندگی!
آنجا هویتی نداشتی؛تنها یک کارت داشتی که فقط و فقط در آن روستا معتبر بود و اگر برای کاری به شهر دیگری می رفتی انگار وجود نداشتی.انگار انسان نبودی،تنها آدمی بودی که از تمام امکانات اطرافت تنها هوای آنجا برایت آزاد بود و دیگر هیچ.
نه کمک مالی میشدی؛نه اجازه کار داشتی.کرایه های خانه برای امثال ما سرسام آور بود و میشد به نوعی گفت اصلا خانه نبود بیشتر شبیه یک لانه .....
کافی بود می فهمیدند یک دختری،یک دختری که کسیُ نداری و آنجا بود که تازه نگاه های یک مشت گرگ را بر خودت حس میکردی.افرادی را می دیدی که انسانیت در آن ها معنایی نداشت و به جای آن که دست یاری به سمتت دراز کنند با هزار حیله و مکر به سمتت میامدند و تو مجبور بودی باز هم در پیله تنهایی خودت بمانی و هر روز تنهاتر شوی.
تمام این حرف ها تنها کمی از دردهای یک فردی است که نه در کشور خود جایی ندارد و نه درکشور دیگری تنها به جرم آن که خواهان یک دنیای انسانی است و نمی خواهد تحت سلطه حکومت مانند حکومت اسلامی باشد

۱۳۹۱ آذر ۱۸, شنبه

ریحانه گلی:16 آذر؛نه به تفکیک جنسیتی؛نه به حجاب اجباری


با توجه به فرارسیدن روز 16 آذر؛روز دانشجو تصمیم گرفته ام این هفته مقاله ام را راجع به تفکیک جنسیتی و حجاب اختصاص دهم. از وقتی که در ایران دانشگاه تاسیس شده و مبارزات دانشجویی شکل گرفته دیده ایم که دانشگاه سنگر برابری، سکولاریزم و آزادی و بیان خواسته های اجتماع بوده است.مشخصا در زمان جمهوری اسلامی دیده ایم که دانشگاه همیشه مورد هجوم اوباشان حکومت اسلامی قرار گرفته است.یکی از جنایات جمهوری اسلامی در دانشگاه ها طرح ضدانسانی و ضدزن تفکیک و جداسازی جنسیتی بوده است. گرچه از بدو به روی کار آمدن این رژیم به طرق مختلف بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها اعمال می شده است اما در سال 1390 اکثر رشته ها و دانشگاه های کشور مورد تفکیک جنسیتی قرار گرفتند و این اقدام باعث اعتراضات شدید دانشجویان شد و دیده ایم که دانشجویان دست به تجمع زده اند و بوسیله نیروی حراست دانشگاه و بسج و لباس شخصی ها تهدید و سرکوب شده اند. از طرف دیگر جمهوری اسلامی بارها و بارها نشان داده است که با انسانیت  رابطه ایی ندارد و آن را با هویت و تاریخچه اش و نیز برای نمونه با تاسیس رشته هایی نظیر آیین همسرداری و زندانبانی آن را بیشتر اثبات کرده است. در همین راستا دختران و زنان در جمهوری اسلامی همیشه مورد ظلم و جنایت بیشتری قرار گرفته اند و مورد شکنجه های جسمی و روانی بیشتری بوده اند از جمله آن ها می توان به اجباری بودن حجاب در سطح جامعه و نیز در دانشگاه ها پرداخت.
طرح اجباری پوشش در دانشگاه های جمهوری اسلامی وجود داشته است چه در آن زمان که چادر برای دانشجویان دانشگاه آزاد اجباری بود و چه در زمان حال حاضر که دختران تحت فشارهای شدیدی قرار گرفته اند و حق ندارند پوشش خود را آنطوری که می خواهند انتخاب کنند و محکوم هستند به پوشیدن لباس های تیره و باید گفت که این رژیم با شادی جوانان و زنان مخالف است و می خواهد دوره جوانی با همه ویژگی هایش را در جامعه با سرکوب از بین ببرد.اما بارها دانشجویان و زنان نشان داده و ثابت کرده اند که با این سرکوب ها و جنایات عقب نشینی نخواهند کرد و مطالبات خود را با جدیت بیشتری فریاد خواهند زد. اتفاقا در عمل این هیولاهای اسلامی هستند که عقب نشسته اند و در این میدان عملا دانشجویان، زنان و دانشجویان برنده این میدان تا به اینجا بوده اند.
اما ترس جمهوری اسلامی از دانشگاه و دانشجویان چیست؟
ترس اصلی حکومت از دانشگاه ها بر می گردد به فضای اعتراض آمیزی که در تمام مراحل چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب می توان در دانشگاه ها دید. زیرا که دانشجویان یکی از بخشهای همیشه معترض بوده اند و نمی خواهند تحت سلطه یک حکومت دیکتاتوری قرار بگیرند و جمهوری اسلامی این موضوع را بخوبی درک کرده است که دانشجویان و زنان در کنار بخشهای دیگر از عوامل اصلی انقلاب در ایران می باشند و آن ها هستند که روزی این رژیم را به زیر خواهند کشید و هرچه این سرکوب و فضای امنیتی شدیدتر باشد دانشجویان صدای اعتراضی خود را بلندتر خواهند کرد.
به امید روزی که تلاشهای انقلابی دانشجویان و زنان به نتیجه برسد و جمهوری اسلامی به طور کلی محو گردد. زنده باد آزادی و برابری.

۱۳۹۱ آذر ۱۰, جمعه

ریحانه گلی:25 نوامبر روز جهانی حذف خشونت علیه زنان


روز 25 نوامبر روز جهانی حذف خشونت علیه زنان است. روزی که تمام انسان های آزادیخواه و برابری طلب برای هویت انسانی و بر پایی یک دنیای انسانی و برابر و بدون خشونت با برگزاری اقدامات و مراسم ها و آکسیون ها و تظاهرات ها تلاش میکنند و تمام خواسته هایشان را فریاد زدند. گرچه این مناسبت یک روز نمادین است و در تمام روزها و فواصل باید برای برابری انسان ها تلاش کرد اما در این مطلب سعی دارم تعریفی کوتاه از خشونت داشته باشم.
خشونت را می توان در 2 دسته خشونت جسمی و روانی قرار داد. خشونت جسمی همان آزار و ضرب و شتم زنان توسط حکومت، و یا پدر,برادر,عمو,همسر و ... می باشد.
اما خشونت روانی شاخه های گوناگونی دارد. خشونت روانی نیز ممکن است در 2 حیطه یعنی اجتماعی و خانواده اتفاق بیفتد. سعی در آن دارم با مثال هایی بتوانم انواع خشونت روانی را در این مقاله بگنجانم اما قبل از مثال ها لازم دانستم یادآوری کنم که خشونت روانی در کشورهای اسلامزاده و اروپا تفاوت هایی دارد زیرا که در کشورهایی نظیر ایران قوانین مذهبی و سنتی باعث بروز خشونت های جسمی و روانی بر علیه زنان می شود.
حیطه اجتماعی: زمانی که یک زن پا به محیط بیرون می گذارد و در آن محیط و اجتماع با هزاران رفتار غیر انسانی نظیر که ابتدایی ترین انها متلک است روبرو می شود.
زمانی که یک زن نتواند در محیط آنگونه که می خواهد لباس بپوشد و یا رفتار کند خشونتی بارز بر او روا شده است.
هم چنین در محیط کار یک زن از یک مردی که در همان پست و مقام است کمتر حقوق می گیرد و این نشانه نادیده گرفتن زن به عنوان یک انسان است.
"مهریه و شیربها" نیز بعنوان یک خشونت به حساب می آید زیرا که خرید دختر از خانواده محسوب می شود که در قبال دختر یک پولی در این میان رد و بدل می شود و در این میان زن یک برده و کلا بحساب می آید.
حیطه خانواده: در یک زندگی مشترک فحاشی مرد به زن یک خشونت روانی محسوب می شود.
هم چنین در کشوری نظیر ایران که تحت حاکمیت مذهبی ست و در کل در قوانین و فرهنگ مذهبی و اسلامی، مرد می تواند هم زمان چندین همسر داشته باشد در راستای همین قوانین زن محکوم است که با چند همسری کنار بیاید در غیر اینصورت جایی در جامعه نخواهد داشت و اگر زن نتواند با این رفتار ضد انسانی کنار بیاید حق ندارد درخواست طلاق بدهد زیرا که جنس دوم محسوب می شود و این مرد است که با تمام رفتارهای ضد انسانی که دارد باید تقاضای طلاق بدهد و حتی در صورت طلاق نیز زن از داشتن فرزندانش محروم می شود.
در قوانین جمهوری اسلامی زن وظیفه اصلی اش خانه داری، بچه داری و نظافت و آشپزی و کلا سرویس و خدمات دادن به همسر و مردان تعریف شده است و زن حق اجازه کار خارج از خانه بدون مجوز از طرف همسر را ندارد و این به این معنا است که منبع درآمد و نحو خرج شدن پول، دست مرد است و اگر زنی بخواهد برای خودش خرید کند باید از مرد تقاضای پول نماید و مرد می تواند آن پول را ندهد و یا اگر قصد دادن پول را داشته باشد آنقدر سوال و جواب می کند تا زن از خواسته اش صرف نظر کند و بر تمام خواسته های خود خط قرمز بکشد.
و اما دختری که در خانه پدری زندگی می کند زیر سلطه پدر و برادر خود می باشد. یک دختر در خانواده سنتی و مذهبی حق دوست شدن با جنس مخالف را ندارد و در بعضی مواقع دیده ایم در صورت سرپیچی از این دستورات حتی جان خود را از دست می دهد.در مواردی هم دختران حق بیرون رفتن از خانه را به تنهایی ندارد و باید مانند یک برده زیر اوامر پدر و برادر خود باشد.
تمام این مثالها تنها نمونه هایی از خشونتی است که بر زنان کشورهای اسلامزده ایی نظیر ایران اعمال می شود.
شاخصه اصلی پدید آمدن خشونت در دوره حاضر؛مذهب و نظام سرمایه داری ست که منجر به وجود اختلاف طبقاتی و وجود فقر و نابرابری میشود و ما می توانیم با تشکیل گروه های مختلف در داخل ایران و مبارزه مستقیم با جمهوری اسلامی و مذهب و در کل نظام سرمایه داری خشونت را از بین ببریم و این وظیفه تک تک تمام انسان های آزادیخواست که در این مبارزه عظیم شرکت نماییم. جامعه ایران و زنان و جوانان ایران از خود پتانسیل بالایی در رابطه با مدرنیسم و جنگیدن با نابرابری و تبعیض و کوتاه کردن دست مذهب از زندگی مردم نشان داده اند که این اولین و مهمترین سرمایه این جنبش است که باید بتوانیم آنرا بیش از پیش سازمانیافته کنیم و قدرتمندتر به جنگ با جمهوری اسلامی برویم. زنده باد آزادی و برابری.
 این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 577 به چاپ رسیده است

ریحانه گلی:سنگسار بزرگترین جنایت مهیب علیه زنان!


همه انسان های آزادیخواه و برابری طلب می دانند که مذهب ضد انسانیت است و تمام مذاهب در این موضوع متفق القول هستند. البته در تمام این جنایات، ظلم بر روی زنان بیشتر از مردان بوده است زیرا که مذاهب و بخصوص اسلام زن را تنها یک کالا و یک موجود ناقص العقل می داند و زن موجودی تحت مالکیت مرد است، حال می خواهد این مرد پدر وی باشد یا برادر یا همسر یا حتی پسر همسایه و محله و یا مرد قانون. اما من می خواهم در این مقاله به یکی از جنایت های مذهب علیه انسان و مشخصا زنان یعنی سنگسار اشاره کنم. این عمل وحشیانه متعلق به دوره بربریت و وحشیگری بشردر عصر حجربوده و هم زمان با پدیدار شدن اولین دین نیز پایش را در زندگی بشریت باز کرد و کسانی که قدرت و زمام امور را در دست داشتند این عمل را بر زنان و مردان انجام می دادند اما با به وجود آمدن دین اسلام این جنایت به اوج خود رسید. در زمان محمد تعدادی از یهودیان و نیز چند زن غیریهود از قبایل مختلف آن دوره به جرم "زنا"(رابطه جنسی خارج از ازدواج و رابطه بین بالصطلاح محارمین ) محکوم به سنگسار شده و جان خود را از دست دادند. اما با نگاهی در طول تاریخ می توانیم ببینیم بیشترین قربانیان این عمل زنان هستند زیرا که تنها زن است که تحت مالکیت است و مرد حق دارد هم زمان 4 زن عقدی و بی نهایت صیغه داشته باشد اما زن نمی تواند زندگی خود را انتخاب کند و با کسی که دوست دارد رابطه ایی داشته باشد.
اما در عصر حاضر و از زمان به روی آمدن جمهوری جنایت کار اسلامی در ایران تعداد بسیاری از زنان به جرم های واهی سنگسار شدند و جان خود را از دست دادند.گرچه تعداد قربانیان سنگسار در جمهوری اسلامی به شدت زیاد بوده اما در اثر مبارزات مردم آزادیخواه در سطح ایران و ابعاد بین المللی و مشخصا کمیته بین المللی علیه سنگسار و اعدام و شخص مینا احدی حکومت اسلامی مجبور به عقب نشینی شده و صحبت از تغییر قانون مجازات اسلامی و حذف سنگسار از قوانین شد. هرچند در سال 2012 خبر 4 زن که به طور پنهانی در ایران سنگسار شدند منتشر شد.
البته در این میان کسانی بوده اند که از هراس سنگسار زندگی خود را در گوشه سیاه زندان به دست خود تمام کرده اند.
گرچه می توان در مورد این جنایت ها صفحه ها نوشت و شکایت کرد اما تصمیم گرفتم صرفا به جای نوشتن و شکایت کردن تمام انسان های آزادیخواه و برابری طلب را به مبارزه علیه این جنایات جمهوری اسلامی تشویق کنم و از آن ها بخواهم که در برابر این همه ظلم و جنایت با هم یک صدا شوند و حکومت اعدام و سنگشار را به گور بسپاریم و قطعا این احکام را برای همیشه از زندگی زنان و مردم پاک کنیم. مرگ بر جمهوری اسلامی   زنده باد آزادی و برابری.
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 576 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ آبان ۹, سه‌شنبه

ریحانه گلی:مردم مناطق زلزله زده احتیاج به کمک فوری دارند!


روز 21 مرداد را به یاد داریم؟ روزی که در گوشه ای از جامعه ایران در عرض چند ثانیه تمام مردم آن مناطق، عزیزان خود و نیز خانه و کاشانه خود را از دست دادند و بعد بازماندگان برای پیدا کردن یک سر پناه و و اجساد عزیزان خود گریستند. روزی که می شود گفت مردم تمام ایران و دنیا برای عمق این فاجعه غمگین شدند و سعی در کمک کردن داشتند، اما جمهوری اسلامی نه تنها کمکی به آن ها نکرد بلکه در همان روز برنامه ی طنزی را از صدا و سیمای خود پخش کرد و کوچکترین خبری در این زمینه  رسانه ایی نکرد. روزی که مردم انسان دوست به کمک آن عزیزان شتافتند و حکومت با بی رحمی هر چه تمام تر آنان را دستگیر و روانه زندان کرد. آری روز 21مرداد روزی بود که زلزله ایی منطقه ی درآذربایجان شرقی را لرزاند.
و اما اکنون 3 ماه از آن روز شوم می گذرد و مردم هم چنان در وضع اولیه خود هستند.اکنون هوا رو به سردی بیشتر می رود و در برخی از روزها شده است که هوای آن منطقه به زیر صفر هم رسیده است و مردم آن منطقه هم چنان بدون آن که سقفی بالای سر خود داشته باشد در آن هوای وحشتناک روز را به شب و شب را به روز می رسانند و حکومت ظلم و جنایت جمهوری اسلامی تنها به فکر هم پیاله خود بشار اسد است و سعی دارد با فرستادن نیروهای سرکوب خود و هم چنین کمکهای مالی و نظامی حکومت این فرد جنایت کار را سرپا نگه دارد.اما مردم زلزله زده، معترض نسبت بیتفاوتی حکومت، تنها امیدشان به نیروهای مردمی و بین المللی است تا شاید بعد از چندماه بتوانند طعم زندگی با حداقل استانداردها را بچشند اگرچه هنوز در غم از دست دادن عزیزانشان هستند.
مسئول تمام این وضعیت جمهوری اسلامی است زیرا اگر تنها درصد کمی از آن پول هایی را که به سران ریز و درشت این حکومت به جیب میزنند و یا برای بقای حکومت بشار اسد صرف میکنند و یا به سازمانهای اسلامی و تروریستی مانند حزب الله لبنان و یا حماس می دهند میشد وضعیت زلزله زده گان را از این حالت بحرانی خارج کرد و زندگی و محل سکونتاشان را به حالت طبیعی برگرداند.  
حال که جمهوری اسلامی برای انسانیت ارزشی قائل نیست و توجهی به حقوق اولیه مردم کشور ندارد نوبت من و توست که نگذاریم وضعیت زندگی مردم مناطق زلزله زده سخت تر از روزهای قبل شود. مرگ بر جمهوری اسلامی.
 این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 572 به چاپ رسیده است

۱۳۹۱ شهریور ۲۵, شنبه

ریحانه گلی:حذف بوجه پیشگیری از بارداری!


حذف بوجه ناچيز پيشگيری از بارداری، پيامدها و عواقب بسيار زيادي را براي زنان و علي الخصوص  اقشار كم درآمد و فقير دارد. اين تصميم حكومت باعث مي شود بارداري هاي ناخواسته روند صعودي را در پي داشته باشد و اين سبب مي شود تا بسياري از زنان از يك سو به دليل فقر و از طرف ديگر واهمه و فشار حكومت و قوانين و فرهنگ آن،تعصبات برادر و پدر و عمو و دایی و کلا خانوده و فامیل، دست به سقط جنين بزند. پيش بيني مي شود كه اين عمل به دليل سياست هاي ضدانسانی جنسي، تابو سازي از سكس و غرايز طبيعي هر انسان بيشتر از پيش افزايش يابد. با توجه به نبود امكانات بهداشتي و تجهيزات كامل مانند  گذشته اين عمل باعث مي شود زنان زيادي جان خود را به دليل خونريزي بيش از حد از دست بدهند.اين تصميم حكومت مانند تمام تصميمات ٣٣ سال گذشته شرايط زندگي را براي زنان سخت تر مي کند. در زمان جنگ ايران و عراق، حکومت خانواده ها را براي داشتن فرزند بيشتر تشويق ميكرد تا جايي كه در سال ١٣٦٥ رشد جمعيت به ٣.٢ رسيد و بعد از آن با توجه به حذف امكانات، نرخ رشد به ١.٢ كاهش پيدا كرد.
از اين مقايسه مي توان نتيجه گيري كرد كه حكومت با دلایل اینکه باید جمعيت را افزايش دهد، اصلا توجهي هم به شرايط دشوار مردم كه در منجلاب اين حكومت غرق مي شوند ندارد. تمام اين اتفاقات و تصميم گيري ها در حالي صورت مي شود كه اكثر كشورهاي اروپايي براي حفظ سلامت افراد جامعه آموزش در این زمینه و در دسترسی آسان افراد به وسایل و روشهای پیشگیری از بارداری را در اختیار افراد و مخصوصا زنان قرار مي دهند.هم چنين توزيع رايگان كاندوم و ديگر خدمات پزشكي و نیز امکان داشتن حق کورتاژ برای زنان مهیا است وبراي جلوگيري از بارداري این روشها و امکانات با پشتوانه مالي دولت صورت ميگرد.
مسئول تمام اين اتفاقات جمهوري اسلامي است زيرا كه اگر تولید و بازتوليد كننده فرهنگ عقب مانده،مردسالار و زن ستيز و ضد انسان بوسيله تلويزيون،راديو،روزنامه، مسجد در محل كار و تحصيل نبود اين اتفاقات شوم بوجود نميامد.اين وظيفه حاكميت است كه وسائل پيشگيري را بطور رايگان در جامعه پخش كند و آموزشات كامل را در اختيار مردم قرار دهد اما نه تنها اين كار را نكرده بلكه آن بوجه ناچيز را هم قطع كرده است. باید مردم و بخصوص زنان و جوانان جامعه به این مسئله اعتراض کنند و یکی از خواستها باید ارائه این آموزشها و خدمات در مدارس و دانشگاه ها باشد و نکته بعد اینکه باید جمهوري اسلامي را به زباله داني تاريخ بفرستیم و سپس قوانيني را وضع كنند تا پشتوانه ي وسيعي براي زنان و كودكان و داشتن كرامت انساني باشد و تمام اين اتفاقات تنها در گرو يك چيز است آن هم نابود كردن خرافه پراستي و تعصب هاي بيجا از جامعه که تولید کننده اش حکومت اسلامی در ایران است.
به اميد و تلاش برای ایجاد دنيايي انساني
این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 567 به چاپ رسیده است

ریحانه گلی:دانشگاه زنده است!

جمهوری اسلامی در طول این 33 سال همواره در حال سانسور در علوم انسانی و عقاید و دروس مختلف در دانشگاه ها تحت عناوینی مانند انقلاب فرهنگی و اسلامیزه کردن در دانشگاه ها بوده است. پاکسازی دانشجویان و اساتید دانشگاه و تعطیلی دانشگاه ها در سال های 59 تا 61 ، جنایت در کوی دانشگاه و کشته و زخمی شدن بسیاری از دانشجویان در آن روز و دیگر حوادث رخ داده همه نشانه های جنایات این حکومت بوده است. اما با شدت گرفتن بیشتر نارضایتی عمومی جامعه در سالهای اخیر، فضا و فعالیت های سرکوب و سانسور نیز شدت بیشتری گرفته است تا جایی که کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات فناوری در جمعی متشکل از دانشجویان وابسته به حکومت گفته است که "دانشگاه های ما استاد سکولار نمی خواهد".
این سخنان را کامران دانشجو در حالی گفته است که تعدادی از دانشگاه های کشور شامل طرح ضدانسانی تفکیک جنسیتی شده اند. زیرا که جمهوری اسلامی بر این نگرانی بوده و  سرانش هم اظهار داشته اند که فضای حاکم بر دانشگاه ها با آرمان های حکومت تفاوت های چشمگیری دارند. لذا با ایجاد جو خفقان در محیط دانشگاه ها و ایجاد دروسی مانند زندانبانی، آئین همسرداری  و.... سعی در آن دارد تا فضای سرکوب را در جامعه تقویت و ابزار آن را نیز ایجاد کند. تا شاید چند سالی بیش از این به بقاء ادامه دهد. این یکی از شاخص ترین خصوصیت حکومتهای دیکتاتوری است.
از سوی دیگر محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین با انتقاد از علوم انسانی، اظهاراتی داشته که بیشتر شبیه به طنز بوده و گفته است: "اگر غرب در علومی نظیر سیاسی، اجتماعی و غیره موفق بود، امروزه اینگونه منزوی نمیشد و 120 کشور جهان به رهبری ایران اسلامی رای نمی دادند"! حال سوال این است که علوم مذهبی و اسلامی جز جنایتا و خشونت چه چیزی در بر دارد؟ این رژیم  برای ایجاد امنیت برای خود و ماندگار بودن، اقدام به اجرای طرح قرنطینه عقیدتی در دانشگاه ها کرده و  در زمینه های مختلف در حال زدودن هر نوع آزاد اندیشی است. اما غافل از آن هست که جوانان و دانشجویان تحت هیچ شرایطی زیر باراین فشار و سرکوب و این وقوانین و فرهنگ واپسگرای حکومت نمی روند و این مسئله تنها تنفر را در میان جوانان و مردم افزایش میدهد. مرگ بر جمهوری اسلامی.
 این مطلب در نشریه جوانان کمونیست 566 به چاپ رسیده است