جمهوری اسلامی در طول این
33 سال همواره در حال سانسور در علوم انسانی و عقاید و
دروس مختلف در دانشگاه ها تحت عناوینی مانند انقلاب فرهنگی و اسلامیزه کردن در
دانشگاه ها بوده است. پاکسازی دانشجویان و اساتید دانشگاه و تعطیلی دانشگاه ها در
سال های 59 تا 61 ، جنایت در کوی دانشگاه و کشته و زخمی شدن بسیاری از دانشجویان
در آن روز و دیگر حوادث رخ داده همه نشانه های جنایات این حکومت بوده است. اما با
شدت گرفتن بیشتر نارضایتی عمومی جامعه در سالهای اخیر، فضا و فعالیت های سرکوب و سانسور
نیز شدت بیشتری گرفته است تا جایی که کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات فناوری در
جمعی متشکل از دانشجویان وابسته به حکومت گفته است که "دانشگاه های ما استاد
سکولار نمی خواهد".
این سخنان را کامران دانشجو
در حالی گفته است که تعدادی از دانشگاه های کشور شامل طرح ضدانسانی تفکیک جنسیتی
شده اند. زیرا که جمهوری اسلامی بر این نگرانی بوده و سرانش هم اظهار داشته اند که فضای حاکم بر
دانشگاه ها با آرمان های حکومت تفاوت های چشمگیری دارند. لذا با ایجاد جو خفقان در
محیط دانشگاه ها و ایجاد دروسی مانند زندانبانی، آئین همسرداری و.... سعی در آن دارد تا فضای سرکوب را در جامعه
تقویت و ابزار آن را نیز ایجاد کند. تا شاید چند سالی بیش از این به بقاء ادامه
دهد. این یکی از شاخص ترین خصوصیت حکومتهای دیکتاتوری است.
از سوی دیگر محمدرضا نقدی
رئیس سازمان بسیج مستضعفین با انتقاد از علوم انسانی، اظهاراتی داشته که بیشتر
شبیه به طنز بوده و گفته است: "اگر غرب در علومی نظیر سیاسی، اجتماعی و غیره موفق
بود، امروزه اینگونه منزوی نمیشد و 120 کشور جهان به رهبری ایران اسلامی رای نمی
دادند"! حال سوال این است که علوم مذهبی و اسلامی جز جنایتا و خشونت چه چیزی
در بر دارد؟ این رژیم برای ایجاد امنیت
برای خود و ماندگار بودن، اقدام به اجرای طرح قرنطینه عقیدتی در دانشگاه ها کرده
و در زمینه های مختلف در حال زدودن هر نوع
آزاد اندیشی است. اما غافل از آن هست که جوانان و دانشجویان تحت هیچ شرایطی زیر
باراین فشار و سرکوب و این وقوانین و فرهنگ واپسگرای حکومت نمی روند و این مسئله تنها
تنفر را در میان جوانان و مردم افزایش میدهد. مرگ بر جمهوری اسلامی.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر