۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

نامه ایی به رهبر ظالم

نمیدانم با چه لقبی صدات کنم؟
آقا رهبر ولی فقیه
مشکل این است که دارای هیچ کدام از این صفات نیستی
رهبر نیستی چون رهبر هر ملت حامی آن ملت است نه قاتلش
ولی فقیه نیستی چون مطمينا همان امام زمانی که به اسم جانشینی وی هر حرکتی انجام میدهی هم قبولت ندارد 
چند دقیقه وقتت را به من بده
نمیدونم با نوشتن این مطلب وضعیتم چگونه میشود ولی بالاتر از سیاهی رنگی نیست
بعنوان یکی از فرزندهای همین مرزوبوم میخوام ازت شکایت کنم گرچه میدونم شکایتم راه به جایی نداره ولی شکایت میکنم
خودت دارای فرزندی و فرزندانت هم عاشق آغوش پر مهر و محبتت.نمیدونم بر چه اساسی به خودت اجازه میدهی یک فرد را بخاطر عقاید سیاسی اجتماعی از زندگی خانواده وطن محروم کنی
تو با این استبدادت هزاران کودک را از آغوش پرمهر و صدای گرم پدر و مادرش محروم کردی.
به نظر تو هرکس که بخواهد از عقایدش دفاع کند جوابش زندان اعدام سنگسار و... است 
اگر اسم حکومتت را گذاشتی جمهوری اسلامی پس به خودت بیا و برو تحقیق کن که همان پیامبر و امام آن دوره با کافرش هم اینجوری نمیکردند که تو داری با یک فرد باسواد و با شعور این جامعه میکنی.
روزی که مردم رفتند پای صندوق های رای و به حکومت جمهوری اسلامی رای دادند بخاطر این بود که میخواستند دارای جامعه ایی باشند که از نظر عقایدی آزاد باشند نه اینکه تو بخوای جوانانشون را ازشون بگیری 
تو و حکومتت با این کارهایی که میکنید روی هرچی خاندان پهلوی که بود سفید کردید.
بخاطر استبداد تو و حکومتت هزاران جوانی را که می توانستند با فکر و عقاید خود  آینده این مملکت را بسازند آواره کشورهای دیگه کردی.
جوانانی که عاشق این مملکت بودند و هستند ولی الان کجاند؟
هرکس تو یک گوشه این دنیا افتاده و با هزار ناراحتی روحی و روانی دارند گذران زندگی میکنند.
هستند جوانانی که در حسرت دیدار اعضای خانواده خود شب و روز اشک میریزند. تنها به جرمی که حق خود را میخواستند و تو چه ناجوانمردانه جواب آنها را دادی.
حرف زیاده ولی نمیتونم همه را تو یک نوشته بگم.
حرف آخر من هم مینه :
به خودت بیا تا کاسه صبر این ملت تمام نشده که اگه روزی تمام بشه هیچ جایی در روی این کره خاکی نداری.

ریحانه گلی زاده

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر