۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه

برای سعید ملک پور


  • سلام 
  • سلامی به بزرگی قلب مهربانت
  • نمی دانم صدایم را می شنوی؟نوشته هایم را می خوانی یا نه؟
  • ولی برایت می نویسم برایت می خوانم 
  • آنقدر می نویسم و می خوانم تا صدایم را نه تنها تو بلکه تمام آن هایی که خود را به نشنیدن و ندیدن زده اند روزی صدایم را بشنوم
  • می دانم از دست من ،از دست ما دلخوری که چرا مدتی در هیاهوی اخبار ،گم شده بودی
  • می خواهم برایت بگوئم که چه دردهایی کشیدیم، چه رنج هائی دیده ایم شاید ما را ببخشی ولی تمام این دردها و رنج ها در این نوشته خلاصه نمی شود فقط می توانم همین را بگوئم که ایرانمان دارد ویران میشود.
  • سعید عزیز خبر تائید حکمت اعدامت را خواندم ،خواندم و اشک ریختم.نه برای تو 
  • برای خودم؛ برای ما؛ برای کشورمان که این ابلهان تاریخ آن را به تاراج برده اند.
  • می دانم قوی تر از آن هستی که من کوچک بخواهم کلماتی را برایت دلداریت بر این کاغذ سپید جاری کنم ولی به تو، به انسانیت تو ،به آن قلب مهربانت سوگند میخورم که صدای تو و صدای سعید های دیگر باشم
  • تا جان در بدن دارم برای لغو حکم غیر انسانیت تلاش میکنم و نمی گذارم از بین ما بروی 
  • چرا که فردای آزاد به تو و امثال تو نیاز داریم
  • ریحانه گلی زاده

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر