هنوز 24 ساعت از خبر حکم اعدام سعید ملک پور نگذشته که خبر حکم اعدام تو را هم دیدم.نمی دانم چه بگوئم و چه بنویسم.
قلمم که دیگر نای نوشتن این همه بی عدالتی و ظلم و ستم را ندارد.
گاهی با خود فکر میکنم به چه جرمی تو و امثال تو باید دست از زندگی بکشید و ثانیه و ثانیه به مرگ خود نزدیک شوید.آیا واقعا کسی کار شما و فکر و روح آزادیخواهان شما را درک میکند.آیا کسی برای نجات شما می جنگد؟
بعد از مدتی جواب خود را می دهم.آری کسائی هستند که هنوز نام انسانیت برایشان از همه چیز ارزشمندتر است و برای جهانی زیبا می جنگند.
آری شیرکوه عزیز دلت گرفته از این همه نا برابری ،از این همه ظلم و بیداد.نمی گوئم صبور باش،نمی گویم امیدوار باش به فردائی روشن ولی می گوئم به خودت افتخار کن که نام زیبای انسانیت را معنائی دوباره بخشیدی.
من صدایت هستم ،او صدایت هست،ما صدایت هستیم تا لحظه آخر.
می خواهم که مرا ببخشی که کاری بیشتر از این از دستم برنمیاید که برای تو و شیرکوه ها انجام بدهم.
تنها قولی که بهت میدهم این است که نگذارم صدایتان خاموش شود.
ریحانه گلی زاده
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر